تبلیغات
وبلاگ دکتر هادی خداپرست (روانپزشک اطفال)
وبلاگ دکتر هادی خداپرست (روانپزشک اطفال)
فوق تخصص روانپزشکی کودک ،نوجوان و خانواده - هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی تهران
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


((بازدید کننده ی گرامی لطفا کپی نکنید))
با تشکر

مدیر وبلاگ :هادی خداپرست
مطالب اخیر
نویسندگان

به نام خدا

با نام و یاد خدا و استعانت از ذات او به هدف ارائه مفاهیم عمدتا در زمینه مطالب روانشناختی و روانپزشکی کودک ،نوجوان و خانواده ، کار را شروع میکنیم.

گروه هدف میتواند تمام آحاد مردم و گروههای تخصصی باشد.

مصمم هستیم که مطالب را به روز کرده و مورد بازبینی قرار دهیم و با توجه به اینکه این حوزه ارائه مطالب توسط سیستمهای چند رسانه ای تجربه ای نو میباشد بتدریج با پیشرفت در این حوزه و استعانت از نظرات شما ارائه مطلب بهتر خواهد شد.

               خدایا چنان کن سرانجام کار                                           تو خشنود باشی و ما رستگار

در بخش مطالب پی در پی در ابتدا مبحث مشاوره در ازدواج مطرح و سپس به مهارت فرزند پروری میپردازیم بعد از آن نیز نوبت اختلالات روانشناختی و روانپزشکی کودکان و نوجوانان خواهد بود.

به ادامه مطالب ما در صفحات بعد درباره مهارتهای فرزند پروری سری بزنید

در ادامه مطالب به سراغ مطلب درباره ویژگیها و توصیه های دوران بلوغ هم بروید .

در ادامه مطالبی درباره مراقبت از کودک سالم درج شده است.

در ادامه ویژگیهای رشد حرکتی کودکان از بدو تولد و اینکه چگونه میتوانید موثر باشید را مشاهده کنید.

در ادامه رشد کلامی کودکان شرح داده شده است.

در ادامه کودک و بازی متناسب به سن او را شرح داده ایم.

در ادامه  سلسله مطالبی تحت عنوان آموزشهای ویژه برای والدین تهیه و ارائه کرده ام که بطور تفضیلی به شرح آن میپردازم.

در ادامه هم بیماریهای اعصاب و روان کودکان به ترتیب بیان شده است.

 





نوع مطلب : اصلی،  مطالب پی در پی(سریال)، مشاوره در ازدواج، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 16 مهر 1390
ایا میدانید که ما ممکن است تقویت کننده رفتار نامطلوب فرزندمان باشیم...



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 11 تیر 1392

اختلالات روانپزشکی کودک و نوجوان

در این مبحث برآنیم تا کل اختلالات روانپزشکی کودک و نوجوان را مطرح کنیم.

طرح این مطالب دارای دو ویژگی کلی است :

1- به سرعت مورد بازبینی قرار می گیرد تا تغییر و تکمیل شود.

2- تفاوتهایی با طرح این مطالب با آنچه که در مکاتب رایج و رسمی مطرح می شود دارد که به نوبه خود در آنجا توضیح داده میشود.

 این اختلالات بصورت پی در پی می اید و مکمل همدیگر هستند.

اختلالات مربوط به رشد:

اختلالاتی هستند که در رشد مغز و برقراری وکسب عملکرد معمول آن اشکال ایجاد کرده اند.

§         اختلال عملکرد شناختی و انطباقی جدید و پیشرونده :

گاهی با مواردی روبرو میشویم که کودک علیرغم داشتن شرایط طبیعی پس از تولد دچار شرایط زیر میشود:

1- توقف کسب پیشرفت شاخصهای رشدی با یا بدون پسرفت و از دست دادن مهارتهای کسب شده.

2- توقف و کاهش عملکرد هوشی.

3- وقوع تخریب در عملکرد انطباقی مناسب با سن در حوزه خودگردانی و استفاده از منابع جامعه.

4- تخریب در عملکرد مهارتهای تحصیلی و عملی.

5- تخریب در عملکرد ارتباطی و مهارتهای اجتماعی بین فردی تا ظهور علایم اوتیستیک.

وقوع این اتفاقات پس از تولد و قبل از هجده سالگی است.

این تشخیص شامل گروهی نا همگن (هتروژن ) از اختلالات مختلف است که خود را با ویژگیهای فوق نشان میدهند.

DSM  این اختلالات را در گروه عقب ماندگی ذهنی و اختلالات نافذ مربوط به رشد قرار میدهد.علت اینکه ما آنرا به عنوان تیتر مجزایی انتخاب کردیم به علل زیر میباشد.

1-     پاک کردن گروه های تشخیصی دیگر از تشخیصهای نا همگن

2-     کسب آگاهی در مورد این اختلالات به هدف در نظر داشتن آن هنگام تشخیص گذاری و کسب مهارتهای لازم برای تشخیص و بررسی و در نهایت درمان و توانبخشی

علت شناسی

1-     فرایندهای نورولوژیک که شامل موارد زیر میشود :

ü      پدیده های دژنراتیو

ü      استروک

ü      تومور

ü      پدیده های دمیلیناتیو

ü      هیدروسفالی

ü      هماتوم ساب دورال

ü      از دست دادن حواس بینایی و شنوایی

ü      بدتر شدن عملکرد حرکتی مثلا به علت میوپاتی ،نوروپاتی و استنوز گردنی

ü      سندرم های عصبی – روانپزشکی (Nero-Psychiatric ) خاص مانند رت و هلر و آنهایی که پسرفت نورولوژیک و عصبی عضلانی در آنها دیده میشود ولی ملاکهای تشخیصی سندرمهای رت و هلر را پر نمیکنند.مثلا آنچه که در مسائل پس از مننژیت و پس از واکسیناسیون ممکن است دیده شود.

2-     فرایندهای سیستمیک

ü      اندوکرینوپاتیها

ü      اختلالات متابولیک

ü      مسائل سمی

ü      ایاتروژنیک مثلا داروها و رادیوپاتی

ü      نارسایی قلبی عروقی

ü      نارسایی کبدی کلیوی

ü      مسائل تنفسی مانند آپنه انسدادی حین خواب .

اختلال رت :یک اختلال نورو دژنراتیو است.پس از 5 ماه که کودک رشد طبیعی داشته بین 6 ماهگی تا دو سالگی دچار آنسفالوپاتی پیشرونده شده و در آنها ویژگیهای اوتیستیک بوجود می آید.حملات تشنجی در 75 % دیده میشود ولی EEG غیر طبیعی تقریبا در تمام بیماران مشاهده میشود . از نظر اشکالات عصبی اسکلتی بسیاری اسکولیوز دارند . یک هایپو تونی اولیه دارند که بعدا به اسپاسیتی تبدیل می شود.این اختلال قبلا ذکر میشد خاص جنس مونث است ولی اخیرا مواردی مشابه نیز در جنس مذکر ثبت شده که نیازمند بررسی دقیق و پژوهش است.

اختلال فروپاشنده دوران کودکی(سندرم هلر ):در اینجاها رشد بهنجار حداقل در 2 سال اول زندگی وجود دارد که پس از این مهارتهای کسب شده در حوزه رشد زبان ،مهارتهای اجتماعی و رابطه ، و علایق و بازی را از دست میدهند.اینها اشکالات عصبی – عضلانی مشابه رت ندارند .

تشخیص های افتراقی

-         وقوع و تشدید یک اختلال روانپزشکی

-         اشکالات و مسائل آسیب رسان در محیط کودک و مسائل انطباقی مثلا استرسهای روانی اجتماعی در خانه یا مدرسه و ....

-         محیط آموزشی نامناسب و یا برعکس کار مدرسه زیاد بدون اوقات فراغت (افزایش الگوهای رفتاری و تقاضاها در مدرسه )

-         تخمین بیش از حد تواناییهای کودک

-         مشکلاتی به واسطه بدتر شدن عملکرد حرکتی مثلا به واسطه چاقی

-         مسائل مربوط به بیش فعالی و اختلالات توجه و تمرکز و دقت

-         سوء تعبیر استراتژیهای شناختی مثلا اختلالات یادگیری ،مهارتهای تراشه ای ،اتکا به حافظه ی عادتی(Rote memory  )

-         مسایل مربوط به زبان ، تکلم و ارتباط

-          درجات خفیفتر عقب ماندگی ذهنی و اختلالات نافذ مربوط به رشد که تا جایی که میتوانند جبران میکنند ولی پس از آن کم میآورند.

لطفا ادامه مطلب را کلیک کنید

ادامه مطلب


نوع مطلب : اصلی،  مطالب پی در پی(سریال)، اختلالات مربوط به رشد، 
برچسب ها : کاهش عملکرد هوش، اوتیسم، حافظه، اختلال یادگیری، استرسهای روانی در خانه، استرسهای محیط مدرسه، اضطراب، مسائل مربوط به زبان، اختلال دقت،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 20 آذر 1391

عقب ماندگی ذهنی (Mental retardation )

تعریف :عبارتست از عملکرد هوشی زیر حد متوسط (تقریبا 70 یا کمتر از آن ) در یک آزمون هوشی استاندارد همراه با اشکال در عملکرد انطباقی (یعنی آنچه که از فرد در آن سن خاص انتظار میرود ) مثلا نقص یا تخریب در مراقبت از خود ، زندگی روزمره مهارتهای بین فردی ، استفاده از منابع جامعه ، خودگردانی ،مهارتهای تحصیلی و کار و ...

عقب ماندگی ذهنی یک بیماری نیست بلکه حاصل یک فر آیند بیمار گونه است .برای تشخیص گذاری در تقسیم بندی ما، این اختلال باید از بدو تولد موجود باشد در صورتیکه منابع و مکاتب تقسیم بندی موجود ذکر میکنند که شروع باید قبل از 18 سالگی باشد .این اختلال حدود 3-2 % جمعیت را شامل میشود که در اینجا نیز تفاوتی بین آنچه که ما ذکر میکنیم با منابع موجود وجود دارد زیرا آنها شیوع را 1% ذکر میکنند به علت اینکه در تشخیص آنها عملکرد هوشی مرزی و عقب ماندگی ذهنی از هم جداست.این اختلال در جنس مذکر 5/1 برابر مونث است .

سبب شناسی :بطور کلی علت در غالب موارد نامشخص است هر چه شدت بیشتر باشد علت آشکار شدن آن بیشتر است.علل شایع آن شامل اختلالات ژنتیک ،مواجهه قبل از تولد با عفونتها و سموم و داروها ،بیماریهای مادر (به ویژه بیماریهای مزمن مانند دیابت ) ، مشکلات پریناتال (قبل ،طی و بعد از زایمان مانند خونریزیهای داخل جمجمه ای ) میباشد. در تقسیم بندی ما موارد اکتسابی در دوران کودکی تحت عنوان اختلالات شناختی و انطباقی جدید و پیشرونده ذکر شده است که حدود 15-10 % موارد را شامل میشود.

همه گیر شناسی :

گرچه گاهی ذکر میشود که تا 6-7% جمعیت از عملکرد هوشی مرزی رنج میبرند ولی بطور کلی 3-2 % کل جمعیت مبتلا هستند (با احتساب عملکرد هوشی مرزی ). در پسران شایعتر است.

شدت:

1-     عملکرد هوشی مرزی :نمره هوشی بین 84-71 همراه با اختلال عملکرد انطباقی که باعث مشکلات آموزشی ،اجتماعی و شغلی میشود.

2-     عقب ماندگی ذهنی خفیف : بهره هوشی 55-50 تا 70

3-     متوسط :بهره هوشی 40-35 تا 55-50

4-     شدید : بهره هوشی 25-20 تا 40-35

5-     عمیق : بهره هوشی کمتر از 25-20





نوع مطلب : اصلی،  مطالب پی در پی(سریال)، عقب ماندگی ذهنی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 20 آذر 1391

ویژگیهای بالینی :

عملکرد هوشی مرزی دیر تشخیص داده میشود و همانطور که ذکر شد بعضی از منابع شیوع آنرا تا 7-6% جمعیت برآورد میکنند . با وجود اینکه در بعضی از حوزه ها ممکن است حتی عملکرد بالاتر از معمول داشته باشند در بعضی از حوزه های دیگر به گونه ای پایینتر از حد معمول نشان میدهند که باعث اختلال عملکرد تحصیلی ،ارتباطی ،اجتماعی و شغلی میشود. در حوزه آموزشی اینها ممکن است تا سالهای راهنمایی نیز بالا بیایند ولی مشکل گشایی ،خلاقیت و ابتکار آنها کم است و در ارتباطات اجتماعی خام و ناپخته عمل میکنند اینها درصورتیکه در محیط غنی و پربار قرار بگیرند و آموزش خوبی داشته باشند می توانند با وابستگی ،سرپرستی و حمایت کمی زندگی نسبتا مستقلی داشته باشند . کودکان با عقب ماندگی خفیف درصد بالایی (تا 85%) کودکان عقب مانده ذهنی غیر آنانی که عملکرد هوشی مستقل دارند را شامل میشود.اینها آموزش پذیر (educable ) هستند . این مدل الگوی خانوادگی دارد و ذکر شده است که این عقب ماندگی است که با محدودیت روانی اجتماعی ارتباط دارد که این امر اگر صحت داشته باشد بنظر میرسد که بیشتر مرتبط با عملکرد هوشی مرزی باشد.

کودکان با عقب ماندگی خفیف ممکن است تا قبل از ورود به مدرسه مشخص نشوند و در مدرسه هم میتوانند تا سالهای بالای ابتدایی پیش روند و گاها می توانند مهارتهای شغلی را تا اندازه ایکه برای تامین زندگیشان کافی باشد به دست آورند.

کودکان با عقب ماندگی متوسط حدود 10 % افراد با عقب ماندگی ذهنی غیر شامل بر عملکرد هوشی مرزی را در بر میگیرد. اینها تربیت پذیر هستند ( trainable )احتمال اینکه از کلاس دوم فراتر روند کم است اینها در محیط حمایت کننده میتوانند در انجام بعضی از تکالیف شغلی کارایی داشته باشند.

افراد با عقب ماندگی ذهنی شدید حدود 4-3 % افراد عقب مانده غیر عملکرد هوشی مرزی را شامل میشود.اینها اکثرا قبل از ورود به مدرسه مشخص میشوند و نیازمند سرپرستی گسترده هستند.

افراد با عقب ماندگی عمیق حدود 2-1 % افراد با عقب ماندگی ذهنی غیر مشمول بر عملکرد هوشی مرزی را در بر میگیرد.اینها با وجود اینکه در بزرگسالی ممکن است بعضی مهارتهای ساده اولیه خودیاری (مانند کنترل ادرار و مدفوع و غذا خوردن )را کسب کنند ولی همیشه نیازمند مراقبت دائم پرستاری هستند .

در افراد با عقب ماندگی ذهنی رفتار یا تیپ شخصیتی خاصی وجود ندارد پایین بودن اعتماد به نفس در انها شایع است در یک سوم تا دو سوم آنها ممکن است یک اختلال روان همزمان وجود داشته باشد .

همینطور ما کودکان ما بهره هوشی زیر 70 و وجود علایم اوتیستیک را صرفا جزو زیر گروه عقب مانده ذهنی همراه با تظاهرات اوتیستیک تقسیم بندی میکنیم.

تشخیص :

-          شرح حال:در شرح حال به سابقه خانوادگی ،سابقه حاملگی پرخطر ،مسائل قبل ،طی و بعد از تولد و همینطور سابقه زمینه اجتماعی و فرهنگی خانواده توجه میکنیم .

-          معاینه جسمی

-          معاینه عصبی

-          بررسی ازمایشگاهی : مانند آنچه که در اختلال عملکرد شناختی و انطباقی جدید و پیشرونده مطرح شد

سیر و پیش آگهی :

اکثرا تخریب هوشی زمینه ای بهبود نمی یابد ولی سطح انطباقی در محیط پربار و حمایتگر بهتر میشود.

درمان :

بهترین درمان پیشگیری است. برخی پزشکان ورود به درمان این بیماران را بیفایده و بیهوده میدانند زیرا مطرح میکنند که نمی توان تخریب هوشی زمینه ای را بهبود بخشید ولی هدف نهایی یک پزشک که تنها درمان بیماری نیست بلکه باید به بیمار کمک کرد تا بهترین کیفیت ممکنه از زندگی و عملکرد را بدست آورد و همچنین باید به خانواده (بویژه ) ،مدرسه و جامعه کمک کرد تا به نحو بهتری در مدارا با این مشکل کنار آمده و انرا مدیریت کنند .

درمان باید در یک تیم چند جانبه صورت گیرد که روانپزشک یک عضو با حق مساوی است.افراد این تیم شامل روانپزشک ،روانشناس (بالینی و تربیتی و روانشناس کودکان استثنائی )، گفتار درمانگر ،کار درمانگر ،فیزیوتراپیست ،کارشناس آموزشی کودکان استثنائی و اختلال یادگیری،کارشناس تکنولوژی آموزشی ،کارشناس وسایل کمک آموزشی ،کارشناس علوم شناختی و متخصصین و کارشناسان دیگر میباشد.

رویکردهای کلی درمان در این مبتلایان درگذر زمان تغییر زیادی کرده است و با وجود منسوخ شدن یک مدل ما میتوانیم برای هر بیمار خاص ،بخشی از هر مدل را بکار گیریم.

-          مدل حضانتی (custodial) :این مدل صرفا بر حفاظت و نگهداری و مراقبت تاکید دارد.

-          مدل رویکرد درمانی فعال(active treatment approach): هدف این است که با استفاده از کار کارشناسی و تخصصی به بیمار کمک شود تا به بالاترین سطح تکاملی خود رسیده و بعنوان یک فرد مستقل در متن جامعه (نه در یک محیط منزوی و حفاظت شده ) عملکرد داشته باشد.

-          مدل تحولی (developmental ) : این مدل بیان میدارد که تمام افراد عقب مانده ذهنی صرفنظر ازمیزان و ماهیت اختلال خود میتوانند بیاموزند ولی اینکار را با سرعت خاص خود و روش منحصر به خود انجام میدهند .

-          مدل طبیعی سازی (normalization ):این مدل بیان میدارد که با فراهم سازی الگوها و شرایط زندگی تا حد ممکن نزدیک به شرایط طبیعی و الگوهای موجوددر جامعه میتوان حداکثر کمک را به فرد مبتلا ارائه کرد بدون اینکه الزاما فرد بطور کامل در جامعه در آمیزد و یا عملکردی مشابه با آن جامعه داشته باشد .

-          مدل شمول (inclusion ) : مطرح میکند که ما میتوانیم کودک را در کلاس متناسب با سن او قرار دهیم و در کنار آن خدمات لازم برای جبران محدودیتهای کودک ارائه شود. این ایده نیازمند :

·         آموزش در یک محیط نرمال نه در یک کارگاه جداگانه می باشد که در این محیط حمایت شده آموزش توسط افراد آموزش دیده انجام میشود.

·         همکاری و تشریک مساعی بین آموزگارهای معمولی و خاص (برای ضعفهای احتمالی آموزش ویژه و کمکی ارائه میشود).

·         همزمان سازی (synchronization ) عناوین درسی مورد نظر مثلا وقتی همکلاسیها ریاضی پیشرفته تر را میخوانند به کودک آموزشهای اولیه ریاضی ارائه میشود.

·         استخدام افراد هم سن و سال به عنوان معلم

·         استفاده از کمک کارشناسان دیگر از جمله گفتار درمانگر ،متخصص علوم شناختی ،کارشناس اختلال یادگیری برای بهبود عملکرد در تمام سطوح

 

تفاوتها با تقسیم بندی های رایج دیگر :

1-     در این تقسیم بندی عملکرد هوشی مرزی به عنوان نوعی عقب ماندگی ذهنی تلقی می گردد که علت این است افراد با هوش مرزی به افراد با عقب ماندگی ذهنی شبیه تر هستند و با آنها در یک طیف قرار میگیرند و از نظر درمانی و توانبخشی همان اصول کلی که برای افراد عقب مانده ذهنی مد نظر است با تعدیلاتی برای آنها نیز قابل استفاده است.

2-     در این تقسیم بندی ما اصرار داریم که کودکان با عقب ماندگی ذهنی و بعضی علایم اختصاصی اوتیسمی مانند حرکات کلیشه ای ، اشکال در ارتباط غیر کلامی دو طرفه و اجتماعی مانند تماس چشمی را در بخش عقب ماندگی ذهنی تقسیم بندی کنیم و حداکثر آنها را عقب مانده ذهنی با علایم اوتیسمی اطلاق کنیم .لذا طرح درمانی و توانبخشی که برای این گروه داریم شبیه افراد با عقب ماندگی ذهنی است.





نوع مطلب : اصلی،  مطالب پی در پی(سریال)، عقب ماندگی ذهنی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 20 آذر 1391

درمان براساس یک مدل زیستی – روانی ،اجتماعی صورت میپذیرد.

جنبه های مختلف درمان عبارتست از :

-          درمان بیماری زمینه ای مثلا رزیم غذایی خاص برای افراد با فنیل کتونورین و جایگزین هورمون تیروئید برای افراد با کم کاری مادرزادی تیروئید

-          درمان بیماریهای جسمی همراه مانند تشنج

-          درمانهای غیر دارویی برای کودک و خانواده شامل :     

·          مشاوره با والدین:اینکه چگونه به خانواده بگوییم که فرزند آنها مبتلا به یک نقص دائم ذهنی است مهم است .درمانگر باید وقت کافی بگذارد،هم حسی ارائه کند ، ترحم و قضاوت احساسی نکند مثلا نگوید که من میدانم که کودک رفاه و زندگی شما را خراب میکند،نباید به خانواده گفت که نباید برای کودک هیچ کاری کرد زیرا هم غیر واقعی و هم مخرب است.واکنش والدین شبیه واکنشی است که در داغدیدگی و سوگواری دیده میشود میباشد و بصورت شوک ،انکار ،خشم ،غمگینی و در نهایت ساماندهی و انطباق دوباره است.غمگینی والدین یک اختلال افسردگی نیست بلکه یک واکنش انطباقی میباشد.مطلبی که برای خانواده مهم است ابهام آنها در مورد آینده کودک و آگاهی از منابع و سرویسهای درمانی ،توانبخشی و آموزشی است.

·          آموزش والدین

·          گروه درمانی والدین

·          رفتار درمانی برای کودک :این نوع رفتار درمانی عمدتا در جهت رفع رفتارهای غیر سازگارانه کودک و آموزش رفتارهای نو و سازگارانه است.

·          روان درمانی حمایتی مثلا برای افزایش اعتماد به نفس

·          گروه درمانی مثلا برای آموزش مهارتهای نو ،ارائه حمایت و تسهیل اجتماعی شدن.

-          درمان بیماری روانپزشکی همراه

-          توانبخشی مانند کاردرمانی و گفتار درمانی .

-          درمان دارویی:درمان دارویی با توجه به علایم ،نشانه ها و اختلالات هدف صورت میگیرد گروه های دارویی بکار رفته عبارتند از :

·         داروهای آنتی سایکوتیک :به هر حال این گروه دارویی شایعترین داروهایی هستند که بکار میرود.گرچه این داروها عوارض بالقوه قابل توجهی دارند ولی موثر بودن آنها دلیل کاربرد وسیع آنها است.در هنگام انتخاب یکی از این داروها بهتر است داروهای جدیدتر که عوارض کمتری دارند انتخاب شوند.این داروها برای علایم سایکوتیک ،تیک ،پرخاشگری معطوف به دیگران ،رفتار خودآسیبی ،رفتارهای تکانه ای ،تهاجمی و خطرناک ،اختلالات خواب و اختلالات حرکتی مانند استروتایپی ها ،شکلک در اوردن و رفتارهای کلیشه ای و ادا و اطوار بکار می روند.همانطور که ذکر شد در موقع انتخاب یکی از داروهای این گروه بهتر است از انواع جدیدتر مانندریسپریدون ،الانزاپین ،کواتیاپین ،آری پیپرازول و ندرتا کلوزاپین مصرف شود.توضیح اضافه اینکه روی ریسپریدون همیشه میتوان حساب کرد ،الانزاپین داروی با تاثیر متوسطی است.کواتیاپین بطور غیر منتظره ای میتواند تمرکز را بهبود بخشیده و حتی کمی شناخت را بهتر کند،آریپیپرازول عارضه جانبی اشتها آوری را ندارد و در نهایت کلوزاپین خیلی خوب است ولی عارضه جدی آن باعث محدودیت مصرف آن میگردد.از داروهای آنتی سایکوتیک قدیمی در حال حاضر کمتر استفاده میشود گرچه تا 20 سال پیش مداخله درمانی عقب ماندگی ذهنی برابر بود با تجویز تیوریدازین ولی در حال حاضر کمتر از این دارو و یا داروی مشابه آن یعنی کلرپرومازین که از low potency هستند استفاده میشود موارد استفاده آن نیز در بهبود تسکین ،بیقراری و هیجانات غیر قابل کنترل و ایجاد خواب میباشد.در حال حاضر هنگامیکه بنای استفاده از داروهای آنتی سایکوتیک سنتی باشد بیشتر از داروهای high potency شبیه هالوپریدول استفاده میگردد اینجانب از این گروه دارویی گاهی از فلوفنازین استفاده میکنم که داروی موثری است.از medium potency  ها مثل پرفنازین کمتر استفاده میشود ولی در صورتیکه شدت علایم نیز در حد متوسط میباشد داروی موثر و کم ضرری است.

·         داروهای ضد افسردگی : این داروها برای افسردگی ،اختلالات اضطرابی مانند اضطراب منتشر ، وسواس ،فوبی و PTSD  ،پرخاشگری نسبت به خود و دیگری ،اختلال بیش فعالی همراه کمبود توجه و تمرکز ،رفتارهای تکانه ای و خود ارضایی استفاده میشود. SSRI ها را میتوان برای افسردگی ،اختلالات اضطرابی ، پرخاشگری معطوف به خود و دیگری ،رفتارهای تکانه ای و خود ارضایی و موارد دیگر افزایش فعالیت جنسی تجویز کرد.داروهای سه حلقه ای را میتوان برای اختلال اضطرابی ،اختلال بیش فعالی همراه کمبود توجه و تمرکز و حتی برای کاهش بیقراری و بهبود ارتباط استفاده کرد.ترازدون برای القای خواب و کاهش بیقراری و حتی رفتارهای پرخاشگرانه موثر است.ونلافاکسین برای بهبودی خلق و کاهش اضطراب و بهبودی ارتباطات موثر است ولی گاهی پاسخهای متناقض نیز میدهد.

·         لیتیوم :این دارو در اختلال خلقی دوقطبی ،بی ثباتی هیجانی و عاطفی ،بیقراری ،رفتارهای تکانه ای و تهاجمی و پرخاشگری معطوف به خود و دیگری موثر است.در هنگام تجویز آن سطح خونی و عوارض احتمالی آن مانیتور گردد.

·         داروهای ضد تشنج :منظور بیشتر والپروات سدیم و کاربامازپین و اخیرا گاباپنتین میباشد.بجز برای کنترل تشنج به عنوان تثبیت کننده خلق ،کنترل رفتارهای پرخاشگرانه و آسیب به خود و دیگری و رفتارهای تهاجمی ،بیقراری ،عصبانیت و تحریک پذیری به کار میروند.گاباپنتین داروی موثر و سالمی است و اثر تخریبی کمی روی شناخت دارد .گرچه ممکن است فنوباربیتال در کنترل تشنجات موثر باشند ولی به لحاظ اثر بالقوه مهم روی شناخت و توجه حتی المقدور از آن پرهیز شود.

·         بنزودیازپین ها :موارد کاربرد آن اضطراب و بیقراری  میباشد. برای اضطراب در صورتیکه بیقراری و تحریک پذیری شدیدی وجود دارد به صورت کوتاه مدت استفاده میشود.در این موارد عملا از کلونازپام استفاده بیشتری شده است که اثر خوبی دارد ولی به هر حال بهتر است که مصرف آن کوتاه باشد.در مورد بیخوابی نیز بهتر است از داروهای تسکین بخش دیگری غیر از این خانواده استفاده شود.در نظر داشته باشیم که بنزودیازپینها میتواند واکنش متناقض نشان دهند.

·         بوسپیرون :برای بیقراری ،تحریک پذیری ،پرخاشگری معطوف به خود و دیگری ،رفتارهای تهاجمی و تکانه ای استفاده میشود همانطور که دیدیم تاثیر آن بیشتر روی علایم رفتاری است دارویی است سالم و عوارض جانبی کمی دارد ولی از پس موارد شدید معمولا بر نمی آید.

·         آنتی هیستامینها :برای القای خواب بهبودی اضطراب ، بیقراری و تحریک پذیری بکار میرود . اینها نیز گاهی میتوانند واکنش متناقض نشان دهند.

·         بتابلاکرها بخصوص پروپرانولول در حملات خشم بخصوص افرادی که صدمه مغزی دارند ،در پرخاشگریها و رفتارهای تکانه ای و گسلنده بکار میروند.داروهای بالنسبه سالمی هستند ولی باید مواظب فشارخون و نبض بود.

·         داروهای آگونیست گیرنده آلفا 2 آدرنرژیک :از این گروه معمولا کلونیدین برای بهبود خواب ،کاهش بیقراری و تحریک پذیری ،پرخاشگری و رفتارهای تکانه ای و خطرناک بکار رفته است.درموارد شدید میتوان به این دارو فکر کرد و باید مواظب کاهش فشارخون بود.

·         داروهای محرک روان به ویژه متیل فنیدات برای پرفعالیتی و مشکل توجه و تمرکز به کار رفته است .برای تجویز آن باید بیمار انتخاب شود مثلا در عمل ما این داروها را در بیماران با عملکرد هوش مرزی و عقب ماندگی خفیف استفاده میکنیم .در کل عوارض جانبی در این گروه از بیماران بیشتر از بیماران با اختلال بیش فعالی همراه با کمبود توجه می باشد.اگر از این گروه دارویی خواستید تجویز کنید با مقادیر بسیار کم و یک بار در روز شروع کرده و سپس دوز آنرا به آهستگی بالا برید.



 

تفاوتها با تقسیم بندی های رایج دیگر :

1-     در این تقسیم بندی عملکرد هوشی مرزی به عنوان نوعی عقب ماندگی ذهنی تلقی می گردد که علت این است افراد با هوش مرزی به افراد با عقب ماندگی ذهنی شبیه تر هستند و با آنها در یک طیف قرار میگیرند و از نظر درمانی و توانبخشی همان اصول کلی که برای افراد عقب مانده ذهنی مد نظر است با تعدیلاتی برای آنها نیز قابل استفاده است.

2-     در این تقسیم بندی ما اصرار داریم که کودکان با عقب ماندگی ذهنی و بعضی علایم اختصاصی اوتیسمی مانند حرکات کلیشه ای ، اشکال در ارتباط غیر کلامی دو طرفه و اجتماعی مانند تماس چشمی را در بخش عقب ماندگی ذهنی تقسیم بندی کنیم و حداکثر آنها را عقب مانده ذهنی با علایم اوتیسمی اطلاق کنیم .لذا طرح درمانی و توانبخشی که برای این گروه داریم شبیه افراد با عقب ماندگی ذهنی است.



نوع مطلب : اصلی،  مطالب پی در پی(سریال)، عقب ماندگی ذهنی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 20 آذر 1391

1-    اختلال طیف اوتیسمAutistic spectrum disorder

اختلالاتی عصبی روانپزشکی (نورو سایکیاتریک ) هستند که با نقص در :

-          تعامل اجتماعی غیر کلامی

-          مکالمه و زبان و گفتار

-          مجموعه الگوهای رفتاری  و بازی مشخص میشود. این اختلال شروع زودهنگامی دارد یعنی از همان کودکی مشهود است و با تاخیر یا انحراف پایدار در تعامل اجتماعی و ارتباطی دیگر مهارتها مشخص میشود علی رغم عدم علاقه به محیط اجتماعی بین فردی انسانی در این افراد حساسیت غیر معمولی نسبت به محیط غیر جاندار وجود دارد که خود را در مقاومت نسبت به تغییر ،علاقمندی خاص به اشیا و یا یک گروه اشیا (مثلا مدتها با یک شی خاصی ور میروند و یا یک دسته اشیا خاصی را جمع و احتکار می کنند بدون اینکه تعامل معنی داری با اشخاص و ارتباطات انسانی داشته باشند )،تمایل و پافشاری نسبت به عدم تغییر و همانی (مثلا مبل ها یا سفره همیشه باید بگونه ای خاص چیده شود و تغییر نکند و یا افراد همگی بگونه ای خاص در سر سفره حضور داشته باشند )،علاقه خاص به موسیقی و اشتغال ذهنی با موضوعات خاص و غیر معمول (مثلا پرچم کشورها )نشان میدهد.شاید حرکات کلیشه ای ،ادا و اطوار ،شکلک سازی و حرکات دست مثلا بال زدن و حرکات تکراری اضافه دیگر مرتبط با همین موضوع باشد.افراد با اوتیسم میتوانند مهارتهای بارز و باور نکردنی در یک حوزه یا حوزه های متعدد داشته باشند که به آن تواناییهای جزیره ای و یا تراشه ای میگویند در حال دیگر تواناییهای آنها در حوزه های دیگر خیلی کمتر از کودکان هم سن و سال است.و این افتراق دهنده خوبی بین عقب ماندگی ذهنی و اختلالات طیف اوتیسم میباشد.

من به این نظر کانر که این وضعیت همراه عقب ماندگی ذهنی نیست پایبندم و همانطور که در بحث عقب ماندگی ذهنی مطرح شد افراد با بهره هوشی 70 و کمتر از ان تشخیص عقب ماندگی ذهنی با علایم اوتیستیک را دریافت میکنند.

همه گیر شناسی :

آمارهای متفاوتی مطرح شده است که فعلا هیچ آماری چندان معتبر نیست زیرا آنچه که همه کارشناسان به ان معترف هستند بروز و شیوع پیشرونده این اختلال است.گرچه گفته میشود که این اختلال در پسر ها 4-3 برابر شایعتر است ولی همچنین منابع ذکر میکنند که این تفاوت با توجه به سطح قوای ذهنی وجود دارد مثلا در افراد اوتیستیک بدون عقب ماندگی ذهنی نسبت جنسی برابر است که شاید این نشان دهنده اینست که اوتیسم بدون عقب ماندگی ذهنی ماهیت یکسان تری دارد و همگن تر است و به همین لحاظ اینجانب به اوتیسم بدون عقب ماندگی ذهنی به عنوان یک گونه تشخیص معتقد هستم .

برخلاف آنچه که اکنون دیگر نادرست شمرده میشود من هنوز اعتقاد دارم که اینگونه تشخیصی همگن در طبقات اجتماعی اقتصادی بالا و خانواده های وسواسی ،کمال طلب شایعتر است .

انواع :در تقسیم بندیهای رایج در سر فصل اختلالات نافذ مربوط به رشد ،اختلال اوتیستیک ، اختلال آسپرگر ،اختلال رت و اختلال فروپاشنده کودکی (هلر ) ذکر میشود .اینجانب صرفا از اختلال طیف اوتیسم نام می برم و اختلال آسپرگر را در سر طیف کمتر مشکل دار این تشخیص قرار میدهم و انواع دیگر را در مباحث دیگر توضیح میدهم .

علت شاسی :

این تشخیص اختلالی نورو سایکیاتریک است و لذا تئوریهای روانی اجتماعی شبیه آنچه که کانر گفت فعلا دیگر برجسته نمیشود .ولی الگوهای هیجانی شبیه آنچه که وی گفت در سیستم خانواده این بیماران شایع است که شاید این مرتبط با ژن مشترک این بیماری باشد. گاهی خانواده عوامل استرس زای قابل تشخیص را درست قبل از شروع علایم ذکر میکنند (مانند از دست دادن شیء یا فرد محبوب و یا وقوع یک  اتفاق ترساننده )ولی این احتمالا بیشتر یک عامل مشدد است که علایمی را که از قبل وجود داشته تشدید و بارز میکند.

عوامل ژنتیک بعنوان علت این اختلال از همه مستحکم تر و پذیرفته تر میباشد.علاوه بر تمام یافته های علمی، اینجانب صرفا حدس میزنم یک همبستگی ژنتیکی بین ژنهای این اختلال و اختلالات یادگیری ،اختلالات مکالمه ای ،اختلال خلقی دوقطبی ،اختلال توره و اختلال توجه همراه با بیش فعالی وجود دارد . همینطور ارتباطی نیز با ژنهای وسواس و شخصیت های کمال طلب دارد که این میتواند مرتبط با یک ژن جداگانه و یا مستتر در دیگر ژنهای مذکور باشد .برای اینکه یکدستی و یکپارچگی این اختلال حفظ شود ژنهای مولد اختلالات نورولوژیکی مانند سندرم x  شکننده ،توبرواسکلوروزیس ،نوروفیبروماتوز ،فنیل کتونوری و ... در اینجا ذکر نمیشود و در تقسیم بندیهای دیگر مانند عقب ماندگی ذهنی ذکر میشود .

نقش عوامل طی بارداری و دور و بر زایمان ،و پس از زایمان مانند سرخجه مادرزادی  ،انسفالیت هرپس سیمپلکس در اینجاها برجسته نمی شود بلکه در مباحث دیگر مانند عقب ماندگی ذهنی و اختلال شناختی جدید و پیشرونده ذکر میشود.

موارد مشتمل بر تشنج احتمالی و پسرفت متعاقب آن که شامل سه اختلال جداگانه است 1- سندرم لندو کلفنر  2- استاتوس اپیلپتیکوس حین خواب 3- spike – wave  مستمر طی خواب نیز در مبحث اختلال شناختی جدید و پیشرونده ای مطرح میگردد.

تفاوتها با تقسیم بندیهای رایج دیگر :

1-     در نگاه ما اختلالات طیف اوتیسم مادرزادی هستند که این متفاوت با DSM  است که آنها را با شروع زود هنگام تلقی میکند .

2-     به علت فوق ما اختلالات اوتیسمی که پس از تولد شروع می شود مانند رت و هلر را در مبحث اختلالات شناختی و انطباقی جدید و پیشرونده قرار میدهیم .

3-     همانطور که اخیرا نیز بیشتر مصطلح و رایج میشود ما اختلالات اوتیسمی را بصورت یک طیف میبینیم که اختلال آسپرگر در طیف با مشکلات کمتر آن قرار میگیرد.

4-     در تقسیم بندی ما کودکان با علایم اوتیسمی و بهره هوشی کمتر از 75-70در بخش عقب ماندگی ذهنی ( با علایم اوتیسمی ) تقسیم بندی میشوند.

5-     ما کودکان با بیش فعالی و با علایم اوتیسمی خفیف که در تعامل اجتماعی غیر کلامی و الگوهای رفتاری غیر معمول و کلیشه ای و بازی و حتی با اختلال و تاخیر تکلم را در بخش بیش فعالی و یا اختلال تکلم و یا اختلال مکالمه و زبان تقسیم بندی میکنیم و آنرا به عنوان یک اختلال نسبتا خوش خیم میدانیم .

6-     همانطور که بیشتر مورد پذیرش قرار می گیرد ما اختلالات طیف اوتیسم و اختلالات یادگیری و اختلالات زبان را با هم منسوب میدانیم و جالب اینکه اختلال بیش فعالی همراه با کمبود توجه را نیز به این خانواده نسبت  میدهیم.

ما سبب شناسی مشترک تمام این اختلالات را بصورت اختلال در ادغام حسی sensory integration disorder  میبینیم که شامل سیستم لمسی و سیستم وستیبولار میباشد که این دو سیستم علاوه بر اینکه در حس و حرکت و تعادل نقش دارند در ادراک ،زبان ، برانگیختگی ،هوشیاری و هیجان و رفتار دخیل هستند .






نوع مطلب : اصلی،  مطالب پی در پی(سریال)، اوتیسم در کودکان، 
برچسب ها : اختلال طیف اوتیسم، اختلال آسپرگر، اختلال رت، سندرم هلر، سنرم لندو کلفنر، سرخجه مادرزادی، انسفالیت هرپس سیمپلکس، سندرم x شسکننده، توبروس اسکلروزیس، نوروفیبروماتوز، فنیل کتونوری،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 15 آذر 1391

ارزیابی و تشخیص :

    -     اخذ شرح حال و سابقه :

در شرح حال سبک اجتماعی چنین بیمارانی "فعال اما غیر عادی " است.سن شروع اوتیسم تقریبا همیشه زیر 3 سالگی است.بطور معمول والدین بین سنین 18-12 ماهگی که کودک رشد زبانی و کلامی پیدا می کنند ،نگران میشوند.ممکن است این نگرانی به وجود آید که نکند کودک "کر " است ولی از طرف دیگر والدین می بینند که کودک نسبت به سر و صداهای کلامی محیطی حساس بوده ،واکنش نشان میدهند مثلا موسیقی را دوست دارند. ممکن است والدین بگویند اینها در بچگی ،کودکان خوبی بوده اند و درخواستی نداشته اند. گاهی والدین ابراز می کنند که کودک در ابتدا رشد کلامی قابل قبولی داشته است و بدنبال واقعه ای مثل از دست دادن شیء یا فرد محبوب ،سرکار رفتن مادر و یا یک واقعه ترسناک ،پیشرفت تکلم کودک متوقف شده است و یا پسرفت کلامی پیدا کرده اند .

شیر خواری که رشد طبیعی دارد از بدو تولد به محیط اجتماعی علاقمند است و این علاقمندی مبنای مهمی برای کسب دیگر مهارتها میباشد.کاهش این علاقمندی در کودکان اوتیستیک را در عدم و یا رشد ناقص دلبستگی (attachment) و توجه مشترک  (joint attention)  و دیگر جنبه های تعامل اجتماعی میبینیم .ممکن است در بازیهای معمول که در یک شیرخوار طبیعی دیده میشود وارد نشوند،اشکال در تقلید داشته باشند،و وقتی بزرگتر میشوند وارد بازیهای کودکانه نشوند.درجات تخریب با توجه شدت بیماری فرق میکند و علاقمندی اجتماعی ممکن است طی زمان افزایش یابد.

تاخیر در کسب زبان شایعترین شکایتی است که باعث ارجاع کودک میشود.50-30% یا صحبت نمیکنند و یا فقط عبارت دیگران را اکو میکنند.اختلال تکلم آنها ممکن است شبیه کودکان با اختلال صرف در زبان و کلام باشد ولی در گروه اخیر انگیزه قابل مشاهده ای برای ارتباط غیر کلامی وجود دراد .

در اینها ناتوانی قابل توجهی برای الگوی معمولی بازی تخیلی  imaginative  و نمادین  symbolic  با اسباب بازیها وجود دارد.استفاده از اسباب بازیها غیر عملکردی است مثلا از ماشین اسباب بازی بصورت نمادین استفاده نمیکنند بلکه فقط با چرخهای آن بازی میکنند .

در اینها رفتارهای آدابی  و تکراری غیر عملکردی زیاد دیده میشود مثلا دور خود میچرخند ،با دستان خود حرکاتی مانند بال زدن نشان میدهند ،ضربه می زنند و می پرند .

وقتی که بزرگتر میشوند رفتارهای شبه وسواسی در اینها بیشتر دیده میشود و ممکن است تحمل تغییر در محیط و یا تغییر در عادتهای روزمره را نداشته باشند.


·         در اخذ شرح حال باید از تظاهراتی که در تشخیص افتراقی مهم هستند پرسیده شود .تکرار می کنیم علایم مشخصه اوتیسم در سبک پاسخدهی اجتماعی ،مهارتهای زبان و گفتار،پاسخ غیر معمول نسبت به محیط ،نوع بازی و رفتارهای تکراری و وسواس گونه است.

·         سابقه بارداری و مسائل دور و بر زایمان پرسیده شود.

·         سابقه رشدی اولیه :بررسی سطح کلی رشد و کسب شاخصهای رشدی مهم است.علایم مشخصه اوتیسم با توجه به سطح رشدی کودک ارزیابی میشود.کسب مهارتهای کلامی و زمانبندی آن پرسیده شود.ارزیابی تکلم ،زبان و ارتباط.کاربرد واقعی زبان دریافتی و بیانی ارزیابی شود.ارتیکولاسیون و مهارتهای دهنی- حرکتی ارزیابی شود.

             مهارتهای حرکتی ،نقاط ضعف و قوت کودک ،علایق بخصوص او نیز ارزیابی شود زیرا در طرح درمانی موثر است.

·         شرح حال طبی:از نقایص حسی مانند مشکلات بینایی و شنوایی پرسیده شود.سابقه ایمونوزاسیون ،آلرژیها و پاسخ غیر معمول به داروها ،سابقه مصرف دارو بعلت مشکلات جسمی و سابقه ضربه به سر پرسیده شود.از تشنج احتمالی و از پسرفت متعاقب آن پرسیده شود.

ü      معاینه وضعیت روان :

به لحاظ تاثیر محیط روی رفتار کودک در صورت امکان هم در محیط کمتر ساختاریافته نظیر خانه و مدرسه و هم در محیط بیشتر ساختاریافته معاینه شود.به موضع و نگرش کودک نسبت به محیط و درمانگر ،به تماس چشمی ،به کاربرد واقعی کلام (بیانی و دریافتی ) توجه شود ،به رفتارهای تکراری کودک مانند رفتارهای کلیشه ای بخصوص در دستان توجه شود .

ü      معاینه جسمی :

از نظر علایم و نشانه های بیماریهای طبی بررسی شود. بدن از نظر علایم بدشکلی (دیس مورفیک )کاوش شود. دور سر اندازه گیری شود.معاینه نورولوژیک به عمل آید.

سابقه خانوادگی :ازنظر سابقه اختلالات اوتیسم ،اختلالات تکلم و گفتار ،ناتواناییهای یادگیری و دیگر اختلالات روانپزشکی در خانواده ارزیابی به عمل آید.

سابقه مداخلات انجام شده شامل دارویی ،آموزشی ،رفتاری ،شناختی.درمانگر باید کیفیت ،شدت ،تناسب و پاسخدهی کودک به این مداخلات را بسنجد.

ü      ارزیابی روانشناختی :ابزارهایی که بطور شایع بکار میرود شامل 1-  autism behavior checklist   و تستهای غربالگری که توسط معلم پر میشود.   2- childhood autism rating scale      3- autism diagnostic interview-revised     4 - autism diagnostic observation schedule       بقیه تستها شامل :* developmental – intelligence testing  برای کسب کلی عملکرد و برای برنامه ریزی طرح درمانی و توانبخشی آگاهی از بهره هوشی(عملکرد کلامی و غیر کلامی )

*ارزیابی عملکردهای انطباقی (adaptive skills ) برای طرح ریزی تقدم ها و تاخر ها در طرحدرمانی نیاز است.

* ازمونهای عصبی-روانشناختی (neuropsychologic ) و مدارج (achievement) ممکن است نیاز باشد.

*ارزیابی تکلم – زبان و ارتباط (speech language communication assessment )، ارزیابی مخزن لغات ،کاربرد واقعی زبان (دریافتی و بیانی ) و تلفظ انجام شود.

*مهارتهای پراگماتیک ارزیابی شود.





نوع مطلب : اصلی،  مطالب پی در پی(سریال)، اوتیسم در کودکان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 15 آذر 1391

ü      پاراکلینیک:

تست آزمایشگاهی اختصاصی ندارد اگر بخواهیم ارزیابی کامل انجام دهیم آنچیزی است که در مبحث اختلال شناختی جدید و پیشرونده مطرح شد ،میباشد.یک ارزیابی آزمایشگاهی روتین انجام شود ولی بررسیهای همه جانبه باید بنابر مناسبت باشد .علاوه بر این بررسی آزمایشگاهی که برای افتراق هستند در نظر باشد اندازه گیری سرمی سرب lead level  برای رد احتمال مسمومیت با سرب ،مطالعات  DNA  برای سندرم X  شکننده  DNA Test for fragile  X syndrome ،برای توبرواسکلروزیس  wood lamp exam .

MRI  بعنوان بخشی از ارزیابی روتین یا اولیه اختلال با طیف اوتیسم اندیکاسیون ندارد ولی ممکن است به عنوان بخشی از ارزیابی اختلال تشنجی احتمالی یا وضعیتهای دیگر مورد نیاز باشد.

EEG  نیز به عنوان بخشی از ارزیابی روتین یا اولیه نیست ولی می تواند برای ارزیابی تشنج همراه با اختلال اوتیسم و یا برای تشخیص افتراقی در افرادی که متعاقب تشنج پسرفت کلامی پیدا کرده اند (مانند سندرم لندوکلفنر )بکار رود.

غربالگری ژنتیک و کروموزومی زمانیکه تظاهرات بدشکلی (دیسمورفیک ) و یا دیگر یافته ها پیشنهاد دهنده آن باشد.

تست خون برای یافتن اختلالات متابولیک مثل فنیل کتونوری ،موکوپلی ساکاریدوز ،اختلالات سوخت و ساز اسید اوریک و کلسیم ممکن است مورد نیاز باشد .

درمان:

طرح درمانی باید موارد زیر را مورد توجه قرار دهد :

1-     مداخلات آموزشی :در اینجا منظور مداخلاتی است که باعث بهبود و پیشرفت مدارج تحصیلی آنها میشود.من شخصا در بیماران طیف خوب اوتیسم مانند سندرم آسپرگر تکنیکهایی را که در اختلالات یادگیری توصیه میشود را تجویز میکنم .

2-     مداخلاتی معطوف به مشکلات ادراکی و شناختی که در کودکان اوتیستیک دیده میشود.تئوریهای شناختی ویژه ای در اختلال اوتیسم مطرح است مانند نظریه ذهن Theory of mind  ،اشکال در عملکرد اجرایی  Executive functioning ، حساسیت بیش از حد Hyper Sensivity  ، و حساسیت کمتر از حد  Hypo sensivity   ، فقدان سائق کنترلی برای  قابل درک سازی ادراکها .

3-     مداخلاتی برای بهبود تکلم

4-     مداخلات رفتاری برای کاهش رفتارهای نامطلوب و افزایش رفتارهای مطلوب

5-     مداخلاتی برای بهبود مهارتهای انطباقی و خودکفایی

6-     مداخلات روانی اجتماعی برای افزایش کفایت اجتماعی

7-     مداخلات معطوف به والدین شامل آموزش والدین برای تکنیکهای تعدیل رفتاری و گروه های حمایتی برای خانواده مبتلایان

انواع درمانهای بکار رفته در اوتیسم عبارتند از :

الف : درمان دارویی :به لحاظ اینکه اوتیسم یک بیماری عصبی روانپزشکی است و اساس زیست شناختی دارد درمان دارویی از همان ابتدا مد نظر باشد نه اینکه پس از شکست رویکردهای دیگر درمانی مورد استفاده قرار گیرد .دارودرمانی میتواند هم روی علایم هسته ای اوتیسم مانند آگاهی اجتماعی موثر باشد و هم روی علایم همراه مانند پرخاشگری .اعم داروهای بکار رفته عبارتند از :

1-     داروهای آنتی سایکوتیک :آنتی سایکوتیکها چه داروهای قدیمی (انتاگونیستهای دوپامینی )و چه داروهای جدید (آنتاگونیستهای دوپامینی – سروتونینی )هر دو موثر هستند ولی داروهای جدید بعلت عوارض جانبی کمتر و احتمالا تاثیر بیشتر کاربرد بیشتری دارند.این گروه داروها باعث بهبودی بعضی از نشانه ها مانند بیش فعالی ،پرخاشگری ،رفتارهای کلیشه ای ،ارتباط اجتماعی و حملات قشقرق میشوند.هنگام تجویز این گروه دارویی همیشه عوارض احتمالی آن مد نظر باشد و در هر ویزیت ارزیابیهای لازم به عمل آید از این گروه دارویی:

ریسپریدون باعث کاهش پرخاشگری ،بیقراری ،رفتارهای تکراری و وسواسی ،بهبودی یادگیری و توجه ، بهبودی درک و آگاهی اجتماعی و بهبودی خواب می شود.تاثیر و سلامت این دارو آنرا تبدیل به داروی خط اول اوتیسم کرده است .

کلوزاپین نیز اثرات درمانی خوبی داشته است .

آریپیپرازول نیز تاثیرات خوبی بویژه روی پرخاشگری دارد.این دارو اثر تسکینی و خواب آوری زیادی ندارد و اشتها آور نیز نیست .

کو اتیاپین تاثیری در حد متوسط دارد و بخصوص روی شناخت و توجه موثر است .این دارو نیز مانند آریپیپرازول اثر تسکینی و اشتها آوری ندارد.

کلوزاپین باعث بهبودی علایم بیش فعالی میشود و بهبودی خلق ،ارتباطات و مهارتهای ارتباطی را سبب میشود.

از داروهای قدیمی هالوپریدوال بیش از همه استفاده شده و میشود و باعث کاهش رفتارهای کلیشه ای ،کناره گیری اجتماعی و حملات قشقرق میشود و اثرات مثبتی روی خلق ،بیش فعالی و منفی کاری دارد همینطور باعث بهبودی یادگیری و توجه میشود.از این گروه دارویی گاهی از کلرپرومازین و تیوریدازین بخصوص در نوجوانان برای ایجاد تسکین ،کاهش پرخاشگری و القای خواب استفاده میشود.

2-     داروهای سروتونرژیک :

ثابت ترین ابنورمالیتی شناخته شده نوروترنسمیتری در این مبتلایان اختلال در سیستم سروتونینی است و این داروها بخصوص در زمانیکه رفتارهای آدابی و وسواسی دیده میشود ،وقتی پافشاری روی یکنواختی و همانی با عملکرد روزمره فرد و خانواده تداخل میکند و در زمانیکه افسردگی وجود دارد بکار میرود.این داروها ممکن است روی پرخاشگری ،بیش فعالی ،تکانه ای بودن ،مشکل توجه و حواس پرتی ،کناره گیری اجتماعی ،تحریک پذیری ،حملات کج خلقی و قشقرق ،خشم ،بیقراری ،رفتارهای کلیشه ای و رفتارهای خود آسیبی موثر باشند.

این گروه بطور اخص شامل کلومیپیرامین و داروهای SSRI  ها  (سیتالوپرام ،سرترالین ،فلووکسامین و پاروکستین )میباشد.ولی در معنای آن ترازدون،ونلافاکسین و بوسپیرون را نیز میتوان منظور کرد.

کلومیپیرامین :این دارو بعلت عوارض فعلا کمتر مصرف میشود ولی در صورت تجویز میتواند روی هریک از علایم توضیح داده شده در فوق موثر باشد .

سیتالوپرام :شخصا از این دارو زیاد تجویز میکنوم زیرا در عمل عوارض ان کم است و بخصوص روی خلق ،ارتباط و آگاهی اجتماعی موثر است.تاثیر کمابیش نیز روی علایم دیگر دارد.

سرترالین :بخصوص زمانیکه علایم وسواسی وجود دارد و اصرار بر یکنواختی و همانی باعث اختلال در عملکرد کودک و خانواده باشد تجویز میشود .

فلووکسامین :بخصوص زمانیکه علایم وسواسی وجود دارد قابل تجویز است .تاثیر کمابیش نیز روی علایم دیگر دارد.

پاروکستین :این دارو اضطراب اجتماعی را کم میکند و بهبودی اجتماعی را بیشتر میکند.گاهی بطور متناقضی علایم بیش فعالی را بیشتر کرده و ایجاد بی قراری میکند.

ترازدون :تاثیر خوبی برای ایجاد تسکین و خواب آوری دارد تاثیر کمابیش نیز روی علایم دیگر دارد.

ونلافاکسین :این دارو میتواند روی محدودیت رفتار ،رفتارهای تکراری ،اختلال عملکرد اجتماعی و زبان و همینطور علایم بیش فعالی موثر باشد. این دارو نیز گاهی واکنشهای متناقض دارد و باعث بی قراری و  بیخوابی مبیگردد.

بوسپیرون:این دارو روی بیقراری ،علایم بیش فعالی ،پرخاشگری و کمابیش علایم دیگر موثر است.مزیت این دارو این است که بخوبی تحمل میشود و عیب آن این است که بطور کلی تاثیر آن در حد متوسط است یعنی کمتر دیده میشود که تاثیر چشمگیر داشته باشد.

گرچه تجویز یک داروی آنتی سایکوتیک جدید و یک داروی سروتونرژیک بعنوان یک رژیم کلاسیک درمانی در کودکان اوتیستیک درآمده است ولی FDA  در مورد تجویز داروهای ضد افسردگی در کودکان اوتیستیک هشدارهایی نیز داده است که باید در طی تجویز کودک از نظر عوارض احتمالی بررسی شود و ارزیابی به عمل آید.

3-     داروهای ضد افسردگی سه حلقه ای :

این داروها را نیز میتوان برای بیش فعالی ،پرخاشگری ،رفتارهای کلیشه ای ،کاهش کناره جویی اجتماعی،اختلال خواب ،اضطراب، افسردگی و حتی رفتارهای آدابی و وسواسی تجویز کرد.ولی به لحاظ عوارض جانبی آنها این داروها در حال حاضر کمتر مصرف میشود.

4-     لیتیوم :

با توجه به شرایط تجویز لیتیوم این دارو برای موارد خاص کنار گذاشته میشود که میتواند اختلال خلقی دو قطبی ،بی ثباتی خلقی شدید ،پرخاشگری و رفتارهای خودآسیبی شدید باشد .توصیه میشود که بیمار به سن نوجوانی رسیده باشد و سطح دارویی لیتیوم و عوارض آن به شدت کنترل شود و توضیحات لازم به خانواده داده شود.وجود تحریک پذیری دوره ای و سابقه خانوادگی اختلال خلقی پیشگویی کننده پاسخ مثبت به لیتیوم است.من در بیماران اوتیستیک که علایم سایکوتیک پیدا میکنند در کنار داروی آنتی سایکوتیک از لیتیوم (بویژه )و دیگر تثبیت کننده های خلق استفاده میکنم .

5-     داروهای ضد تشنج :

ضدتشنجها شامل والپروات سدیم و کاربامازپین و اخیرا گاباپنتین، نقش محدودی در عصبانیت ،تحریک پذیری ،علایم بیش فعالی در کودکان اوتیستیک دارد.تحریک پذیری دوره ای به همراه بیخوابی و بیش فعالی ممکن است نشانگر پاسخ به این داروها باشد.

6-     داروهای سمپاتولیتیک :

کلونیدین ممکن است نقش محدودی در پرخاشگری بیش فعالی و اختلال خواب کودکان اوتیستیک داشته باشد.

پروپرانولول ممکن است نقش محدودی در بیش فعالی ،پرخاشگری و رفتارهای تکانه ای و برانگیختگی مفرط بیماران اوتیستیک داشته باشد .

7-     داروهای محرک روان :داده ها بیانگر این است که این گروه داروها ممکن است باعث تشدید حرکات کلیشه ای ،آشفتگی رفتاری و تهییج در کودکان اوتیستیک شود ولی این داروها میتواند باعث کاهش کم تا متوسطی در بیش فعالی و بهبود توجه آنها شود.اینجانب برای شروع این داروها ملاک هایی را دارم شامل اینکه عملکرد ذهنی و هوشی انها خوب باشد ،سن آنها بالای 8-7 سال باشد ،علایم اختلال توجه بارز باشد و نهایتا با دوز پایین شروع میکنم و عوارض را به شدت رصد میکنم و توضیحات لازم را به خانواده میدهم.

8-     داروهای آنتاگونیست گیرنده های اوپیومی:

فعالیت مفرط اوپیوئیدی مغزی ممکن است باعث نقایص اجتماعی و کاهش حساسیت به درد شود  ولی نالتروکسون در کاهش قابل ملاحظه رفتارهای خودآسیبی در کودکان اوتیستیک توفیقی نداشته است.این دارو باعث کاهش متوسطی در بیقراری ،بیش فعالی و بهبودی توجه می شود.و همچنین اثرات متغیری روی ارتباط اجتماعی دارد.این دارو اثری روی بهبودی یادگیری ندارد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 15 آذر 1391

انتخاب دارو:

1-     انتخاب دارو در شروع کار بستگی به سمپتومی دارد که بیشترین مزاحمت را برای کودک و مراقب او ایجاد کرده است.به لحاظ اینکه نشانه های چندی معمولا هدف درمانی است داروهای آنتی سایکوتیک اغلب دارویی است که در ابتدا انتخاب میشود .

2-     گرچه درمان تک دارویی ایده ال است ولی معمولا درمان ترکیبی با داروهای دیگر اغلب نیاز است .

3-     دارو با دوز پایین شروع میشود و افزایش دوز نیز برحسب مدت زمانی است که به سطح ثابت پلاسمایی میرسد.

4-     در مراحل اولیه درمان ویزیت مطبی هر 3-2 هفته توصیه میشود ولی درمان نگه دارنده ویزیت میتواند هر 3-2 ماه باشد.

5-     سنجشهای پایه و آزمایشگاهی هر 6-3 ماه توصیه میشود.

                                                                                               

ب :مداخلات روانی – اجتماعی :هدف آن کسب مهارتهای اساسی و پایه در حوزه ارتباطی ،اجتماعی و شناختی و همچنین کاهش و رفع رفتارهای نامطلوب و افزایش رفتارهای مطلوب می باشد.

1-     کاردرمانی :هدف آن اموزش مهارتهایی است که به کودک کمک می کند که تا آنجا که امکان دارد بعنوان فردی مستقل زندگی کند .مهارتهای آموزشی ممکن است شامل پوشیدن لباس ،خوردن ،دستشویی و حمام کردن و ارتباط با دیگران باشد.

2-     درمان ادغام حسی :مدیریت اطلاعات حسی شبیه دیدن ،شنیدن و بوییدن را به کودک میآموزد.

3-     زبان درمانی و آموزش گفتار و تکلم :مهارتهای ارتباطی بیمار را بهبود میبخشد .بعضی میتوانند مهارتهای ارتباطی کلامی را بیاموزند و بعضی میتوانند با استفاده از ژست ها و تصاویر برای ارتباط اقدام کنند مثال آن سیستم تعامل ارتباطی با تصویر (depicture exchange communication system  ) است که کودک با کاربرد نمادهای تصویری ،مهارتهای ارتباطی را می آموزد و یاد میگیرد که از سمبولهای تصویری برای درخواست و پاسخ استفاده کنند.

4-     آموزش های خاص و اضافه :برنامه آموزشی کودک باید متناسب با نیازهای کودک انتخاب شود.آموزش های اضافی باعث تسهیل یادگیری تحصیلی کودک می شود.همانطور که ذکر شد اینجانب از روشهایی شبیه آنچه که در اختلال یادگیری بکار میرود برای پیشبرد آموزش و تحصیل این کودکان استفاده میکنم.

5-     آموزش مهارتهای اجتماعی :باعث افزایش کفایت و مهارتهای اجتماعی کودک میشود .

6-     مداخلات رفتاری خاص : با بهره گیری از تکنیکهای رفتاری رفتارهای مطلوب تقویت و افزایش می یابد و رفتارهای نامطلوب کاهش و حذف می گردد.دو نوع از برنامه های خاص که برای این بیماران تدارک شده است عبارتست از :

·         رفتار درمانی شدید intensive behavior therapy : مداخله به موقع و زودرس برای استفاده از این تکنیک طی سنین نوپایی و پیش دبستانی میتواند مهارتهای شناختی ،زبانی – ارتباطی و اجتماعی کودک را بهبود بخشد.

·         تحلیل رفتاری کاربردی applied behavioral analysis :هدف آن شکل دهی و تقویت رفتارهای نو نظیر تکلم ،بازی و کاهش رفتارهای غیر انطباقی است.

 

ج : رویکردهای تغذیه ای :منطق آن این است که بعضی آلرژی های غذایی و یا کمبود ویتامینها و املاح باعث علایمی شبیه اوتیسم میشود .افزودن ویتامین ها و املاح میتواند تا حدودی کمک کننده باشد مثلا ترکیبات حاوی منیزیوم ،بیوتین ،روی و امگا و کارنیتین دارای تاثیراتی میباشند.نظریه های جدید بیان میکنند که در این بیماران اشکالاتی در کانالهای کلسیمی وجود دارد که باعث افزایش اگزالات کلسیم در مغز این بیماران میشود.

د: درمانهای جانشین :شامل غذاهای خاص ،درمان با شلاتورها که باعث دفع فلزات سنگین مانند سرب میشود ،عوامل بیولوژیکی مانند سکرتین و مداخلات مبتنی بر بدن مانند فشار عمقی مطرح شده است.اینجانب گاهی بخصوص در بیماران طیف خوب اوتیسم از ترکیبات حاوی جنسینگ و گینکو بیلوبا که مبتنی بر طب سنتی چین است استفاده میکنم.



نوع مطلب : اصلی،  مطالب پی در پی(سریال)، اوتیسم در کودکان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 15 آذر 1391

چهار حوزه اصلی مختل در کودکان اوتیسمی

1-   اختلال در تعامل اجتماعی غیر کلامی

-          کناره گیری اجتماعی و عدم ارتباط همراه با عاطفه مثلا دوستانه

-          فقدان تماس چشمی یا تماس چشمی غیر عادی در آنها شایع است.

-          نا توانی برای ابراز علایق ، هیجانات ،عواطف و احساسات

-          اشکال در ایجاد دلبستگی نسبت با والدین و سایر افراد.اختلال در ایجاد رابطه مختص با فرد در اینها نیز بطور شایع دیده میشود.

-          بسیاری فاقد لبخند اجتماعی و حالت انتظار برای در آغوش کشیدن هستند.

2-    اختلال در مکالمه و زبان

-          تاخیر در رشد کلامی .مقدار و الگوی ادای اصوات کم و غیر عادی است. بسیاری بدون قصد برای مکالمه فقط از خود صدا در می آورند مثلا جیغ و صداهای کوتاه البته میتواند این ادای صداهای کوتاه کارکرد ارتباطی هم داشته باشد.حدود نیمی از کودکان طیف اوتیسم فاقد زبان گفتاری هستند و بیشتر از ژستها ،حرکات و رفتار برای ارتباط استفاده میکنند.

-          اینها درک کمتری از میزان تکلم دارند بیشتر از آنچه که میفهمند حرف میزنند. تکلم آنها ممکن است صرفا نوعی پژواک کلام (فوری یا تاخیری باشد.)

-          ممکن است کلمه ای در مخزن لغات آنها وارد شود و مورد استفاده قرار گیرد ولی بعدها حداقل بطور موقت فراموش شود.

-          ممکن است در اینها وارونگی ضمیر وجود داشته باشد.

3-    اشکال در مجموعه رفتاری و بازی

-          حرکات کلیشه ای وحرکات بدنی تکراری و غیر عادی و بدون کارکرد ارتباطی در آنها شایع است .مثلا دور خود می چرخند ،می پرند و با دست میکوبند.

-          پدیده های آدابی ،سلوک دار و حتی وسواسی در آنها شایع است.مثلا اشیاء را ردیف میکنند،شیء خاصی را جمع میکنند،با اشیاء خاصی کلکسیون تشکیل میدهند.

-          بازی آنها تکراری و یکنواخت است و خصوصیات نمادین و سمبولیک کمی دارد.در بازیهای اجتماعی رفتار غیر معمول ،خام و ناشیانه دارند و در بسیاری از اوقات به موازات بچه های دیگر فقط جنب و جوش دارد بدون آنکه از نظر ذهنی و عملی با بچه ها در امیزد به همین لحاظ رفتار آنها برای بازی بچه های دیگر نوعی مزاحمت محسوب میشود و بچه های دیگر دوست ندارند آنها را در بازی خود عملا دخالت دهند.

-          حرکات کلیشه ای وحرکات بدنی تکراری و غیر عادی و بدون کارکرد ارتباطی در آنها شایع است .مثلا دور خود می چرخند ،می پرند و با دست میکوبند.

-          پدیده های آدابی ،سلوک دار و حتی وسواسی در آنها شایع است.مثلا اشیاء را ردیف میکنند،شیء خاصی را جمع میکنند،با اشیاء خاصی کلکسیون تشکیل میدهند.

-          بازی آنها تکراری و یکنواخت است و خصوصیات نمادین و سمبولیک کمی دارد.در بازیهای اجتماعی رفتار غیر معمول ،خام و ناشیانه دارند و در بسیاری از اوقات به موازات بچه های دیگر فقط جنب و جوش دارد بدون آنکه از نظر ذهنی و عملی با بچه ها در امیزد به همین لحاظ رفتار آنها برای بازی بچه های دیگر نوعی مزاحمت محسوب میشود و بچه های دیگر دوست ندارند آنها را در بازی خود عملا دخالت دهند.

 





نوع مطلب : اوتیسم در کودکان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 15 آذر 1391

اختلالات یادگیری

اختلالاتی هستند عصبی - روانپزشکی (نورو سایکیاتریک ) که حوزه های مختلف عملکرد مغزی یعنی مهارتهای آکادمیک ، زبانی ، حرکتی ، عاطفی و هیجانی ،اجتماعی ،توجه و استعدادهای خاص (مانندموسیقایی و ادراک فضایی) را در بر میگیرد و ایجاد ناتوانی و اشکال میکند. اینها گروهی متنوع از اختلالات هستند که اثر منفی روی یادگیری و تواناییهای مختلف فرد دارند.افراد با اختلال یادگیری اشکال در دریافت و درونداد ،ادغام و فرآیند سازی ،ذخیره ،برونداد و پاسخ به اطلاعات دارند.و عملا اینها اشکالاتی در درک، بخاطر آوردن،فرایند سازی ،مدیریت و پاسخ به اطلاعات جدید دارند.

 این اختلالات ناشی از هوش پایین و تنبلی فرد نیستند به طوریکه اکثر افراد با اختلال یادگیری هوش متوسط و بالای متوسط دارند.

آثار این اختلالات مادام العمر میباشد ولی با مداخلات مناسب می توان آثار سوء ناشی از آن را به حداقل رساند.

این اختلالات جزء معلولیت های پنهان می باشند زیرا در اینها (برخلاف عقب ماندگی ذهنی و اختلال اوتیسم که ناتوانی کلی و فراگیر هستند) ناتوانی نسبی میباشد.

ما در این نوشتار به دلایل زیر تمایل داریم که آگاهی از این مبحث و آثار ناشی از آنرا برجسته کنیم:

1-     اختلال یادگیری است که علت بسیاری از ضعفهای آموزشی ،افت تحصیلی و خروج از مدرسه و ضرری که از این بابت متوجه فرد ،خانواده و جامعه میشود را توضیح میدهد.

2-     این نوشتار در پی این است که ارتباط اختلالات رشدی با اختلالات دیگر حوزه روانپزشکی کودک و نوجوان مانند اختلالات رفتاری گسلنده را توضیح دهد.اختلال بیش فعالی همراه کمبود توجه به خودی خود یک اختلال یادگیری است که حوزه توجه را در گیر میکند و از آنجا که یک مسیر مستقیم از این اختلال به اختلالات رفتاری گسلنده مانند اختلال رفتار بی اعتنایی-تقابلی و اختلال سلوک و از آنجا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی وجود دارد ، اشکار میشود که به بحث اختلال یادگیری و آگاهی از آن ضررهای کلان اقتصادی ،اجتماعی و حقوقی که افراد و جوامع از این اختلالات می بینند چقدر قابل پیشگیری می باشد.یا مثلا اختلالات طیف اوتیسم اختلالاتی هستند که حوزه ارتباط اجتماعی و هیجانات و عواطف را درگیر میکند و به همین لحاظ بین اختلالات یادگیری و اختلالات طیف اوتیسم و اختلالات زبان و گفتار و اختلال بیش فعالی همراه کمبود توجه ارتباط و نسبت وجود دارد که گاهی واقعا جداکردن هر کدام از اینها بخصوص وقتی بیش از یک اختلال موجود باشد مشکل است که در این موارد بهتر است تشخیص سبکتر را تشخیص گذازی کزد.

 





نوع مطلب : اصلی،  مطالب پی در پی(سریال)، اختلال یادگیری، 
برچسب ها : اختلال یادگیری، اختلالات مربوط به رشد، اختلال بیش فعالی همراه کمبود توجه و تمرکز،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 15 آذر 1391

انواع اختلالات یادگیری خاص:

-          نارسا خوانی (دیس لکسی): این اختلالی مبتنی بر زبان است که خواندن را درگیر میکند و میتواند علاوه برخواندن ،نوشتن (و تایپ کردن) ،هجی کردن و حتی گاهی صحبت کردن را متاثر کند .

-          نارسا نویسی (دیس گرافیا ): این اختلال یادگیری ، نوشتن را تحت تاثیر قرار میدهد و میتواند باعث اشکالاتی در هجی کردن ،دست نویسی و بیان نوشتاری اقکار و عقاید شود.

-          اشکال در ریاضیات : منظور طیف وسیعی از ناتوانی است که ریاضیات را در گیر میکند.

-          ضعف حرکتی (دیس پراکسی ): DSM  آنرا اختلال حرکتی مربوط به رشد مینامد این اختلال رشد مهارتهای حرکتی را متاثر میکند.

موارد مرتبط :

-  سندرم گرشتمن (Gerstmann)

-          ناتوانیهای مبتنی بر زبان (language based disabilities)  :اینها مشکلاتی متناسب با سن در حوزه خواندن ،هجی کردن و نوشتن دارند.دیس لکسی از قدیم تا بحال برای افراد با این مشکل بکار رفته ولی این اصطلاح "ناتوانیهای مبتنی بر زبان" برای آنها مناسب تر است زیرا بین صحبت کردن و زبان نوشتاری ارتباط وجود دارد و بسیاری از افراد با اشکال در نوشتن در حوزه زبان گفتاری نیز مشکل دارند.در کل بین اختلالات زبان و یادگیری ارتباط وجود دارد و بعضی از مکاتب آنرا بصورت اختلال زبان و یادگیری مطرح میکنند(   .(Language and learning disorders

زیرا ترتیب و تواتر زیر وجود دارد:

درک زبان >>>بیان >>>خواندن>>>نوشتن. و به همین ترتیب :

اختلال زبان بیانی – ادراکی >>>اختلال زبان بیانی >>> اختلال خواندن >>>اختلال نوشتن

-          اختلال کمبود توجه و بیش فعالی: گرچه رسما این اختلال بعنوان یک اختلال یادگیری تقسیم بندی نمیشود ولی در واقع ما آنرا بعنوان یک اختلال یادگیری در نظر میگیریم .حداقل یک سوم کودکان با اختلال یادگیری مبتلا به اختلال کمبود توجه و بیش فعالی نیز هستند.

-          اختلال عملکرد اجرایی Executive functioning: بسیاری از افراد با اختلال یادگیری در حوزه عملکرد اجرایی مشکل دارند.توانایی عملکرد اجرایی ،کنترل برای طرح ریزی ،سازماندهی و مدیریت جزییات را بعهده دارد.

اختلالات ارتباطی:

اینها در حوزه زبان متناسب با سن مشکل دارند .گرچه بطور رسمی این اختلالات جزو اختلالات یادگیری نیستند ولی ما آنرا با اختلالات یادگیری و در یک طیف میگذاریم و آنرا عملا جزو دسته اختلالات یادگیری طبقه بندی میکنیم ولی اختلال زبان بیانی و اختلال زبان بیانی – ادراکی و اختلال واج شناسی (تلفظ ) را در اینجا توضیح میدهیم ولی لکنت زبان را جزء این طیف نمیدانیم و در جای دیگر توضیح میدهیم.

زبان کلامی جزء اصلی برقراری رابطه و مکالمه در جهت ابراز نیازها ،بیان نظرات ،دریافت آموزشی و تعامل اجتماعی است.

اختلال زبان بیانی Expressive Language disorder   :در اینجا مهارتهای کودک در یادگیری واژه ها ،استفاده از زبان درست ،تولید جملات پیچیده و یادآوری واژه ها پایینتر از حد مورد نظر است.

اختلال زبان بیانی – ادراکی Expressive Language disorder   Mixed receptive -: کودک هم در فهم و هم در بیان زبان پایینتر از حد مورد نظر است.

مهم است که بدانیم خویشاوندی زیادی بین اختلالات زبان (همینطور اختلالات یادگیری )و اختلالات  طیف اوتیسم وجود دارد.

اختلال بیش فعالی وهمراه کمبود توجه

در این اختلال کمبود توجه یا بیش فعالی و یا هر دو وجود دارد که نامتناسب با سن است و باعث اختلال میشود.

بحث : همانطور که قبلا توضیح دادیم ما به این اختلال بعنوان یک اختلال مربوط به رشد نگاه میکنیم و آنرا در کنار و زمره اختلالات یادگیری تقسیم بندی میکنیم.برخاسته از این نگرش افراد با این اختلال مشکلاتی در این حوزه برای تمام عمر دارند که یافته های جدید مبتنی بر اندازه گیریهای خاص موید این مطلب است گرچه با درمان و مداخله موثر میتوان میزان ضایعات را چه در حال حاضر چه برای آینده کاهش داد. این اختلال به فراوانی همراه اختلالات یادگیری و اختلالات زبان و مشکلات رشدی دیگر حتی اوتیسم میباشد.توضیحات کاملتر در باب شناخت این بیماری متعاقبا مطرح میشود.

 





نوع مطلب : اختلال یادگیری، 
برچسب ها : اختلالات زبان، اختلال بیش فعالی همراه کمبود توجه و تمرکز، اختلال یادگیری، اختلال حرکتی، اختلال ادراکی،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 15 آذر 1391

توضیح انواع اختلالات یادگیری – ارتباطی

1-     اشکال در خواندن :نارسا خوانی :اختلال خواندن مربوط به رشد:DYSLEXIA :ALEXIA : DEVELOPMENTAL READING DISORDER:

عبارتست از اشکال در فهم و شناخت واژه ها و خواندن .این نقص متناسب با هوش کودک و یا شرایط طبی (مانند یک اختلال عصبی و یا یک مشکل حسی )نیست .

این مشکل زمانی اتفاق می افتد که مغز نمیتواند بطور صحیح و درستی نمادهای نوشتاری خاص را شناخته و فرایند سازی کند .بطور کلی نشانه های این اختلال ممکن است مشتمل باشد بر :

-          اشکال در تعیین معنی یک جمله ساده (محتوای عقیده ).

-          اشکال در فراگیری شناسایی لغات نوشتاری.

-          اشکال در شناخت واژه های هم صدا و هم آوا .

تظاهرات :

پیشرفت در خواندن زیر سطح مورد انتظار برحسب سن ، آموزش و هوش کودک است.برای تشخیص باید این مشکل باعث ایجاد اختلال در پیشرفت تحصیلی یا فعالیت روزمره زندگی که با خواندن ارتباط دارد،شود.

این کودکان موقع خواندن اشتباهات مکرر شامل حذف کردن ،اضافه و یا دگرگون ساختن کلمات دارند.در تفکیک کردن حروف از هم مشکل دارند ،بخصوص حروفی که شبیه هم هستند و یا فقط از نظر جهت یابی فضایی و طول خطوط و تعداد نقاط با هم تفاوت دارند.

اینها مشکلاتی مربوط به بخاطر آوردن ،پردازش دستورالعملهای پیچیده دستوری و استنباط و استتنتاج دارند.سرعت خواندن آنها کند است و فهم کمتری از آنچه که میخوانند دارند.فراموشکاری باعث میشود که کودک صداهای حروف را بخاطر نیاورد.گاهی حروف را پس و پیش میکنند.بخاطر این اشکال در روخوانی آنها در کلاس از خواندن در حضور جمع استقبال نمیکنند .توانایی آنها برای رونویسی خوب است ولی اگر اشکال در زبان نوشتاری نیز داشته باشند از نوشتن سر کلاس نیز دلخوشی ندارند.همه آنها اشکال در هجی کردن دارند .

نارساخوانی جزء اختلالات یادگیری مبتنی بر زبان میباشد زیرا خواندن بخشی از زبان شفاهی است.

این اختلال غالبا همراه با دیگر اختلالات یادگیری ،اختلالات زبان و تکلم و اختلال بیش فعالی همراه با نقص توجه و تمرکز می باشد.

تشخیص :

گرچه در موارد شدید این اختلال در کلاس اول (6 سالگی )نیز مشخص می شود ولی معمولا بیشتر با پیشرفت و سنگینتر شدن موارد آموزشی از کلاس دوم به بعد مشخص میشود.

برای تشخیص باید علل دیگری که باعث اشکال در خواندن میشود مانند اختلال بیش فعالی همراه با نقص توجه و تمرکز ،مشکلات هیجانی و عاطفی ،موارد استرس زا مربوط به خانه یا مدرسه ،عقب ماندگی ذهنی ،بیماریهای مغز و طبی بدن،عوامل فرهنگی – آموزشی خاص و دیگر اختلالات یادگیری –زبان که در آن مشارکت احتمالی دارند کنار گذاشته شود.

یک معاینه طبی کامل معاینه عصبی لازم است .

از مراحل رشد کودک و عملکرد اجتماعی و مدرسه ای او پرسیده شود.

اخذ سابقه خانوادگی که آیا اشخاص دیگری نیز در فامیل این اختلال را دارند پرسیده شود.

تستهای روانشناختی و روانی – آموزشی نیز در صورت لزوم ممکن است انجام شود.

درمان:

هر فرد با این اختلال نیازمند استراتژی درمانی متفاوتی است و باید یک طرح آموزشی خاص برای هر فرد ریخته شود.درمان ممکن است شامل موارد زیر باشد :

-          آموزش اضافی کمکی که آموزش بهبود بخش (remedial) نیز نامیده میشود.

-          آموزش خصوصی

-          کلاسهای خاص روزانه

یک روش معمول برای آموزش کمکی روش ساموئل اورتون است.به لحاظ اینکه مشکل این کودکان در کاربرد با حروف و سیلابها است، این روش و روشهای مشابه ابتدا تسلط بر واحدهای صوتی ساده و سپس ترکیب این واحدها بصورت کلمات و جملات را می آموزد.

گفتار درمانی در صورت اشکال در زبان و گفتار توصیه میشود.

در صورتی که کودک اشکال بیش فعالی همراه با نقص در توجه و تمرکز دارد درمان اختصاصی برای آن صورت گیرد.

به لحاظ اینکه بسیاری از مبتلایان اعتماد به نفس پایین دارند .برای بهبود اعتماد به نفس آنها و همینطور درمان مسائل هیجانی و رفتاری مشاوره روانشناختی و درمان مقتضی به عمل آید مثلا تقویت مثبت برای بهبودی اعتماد به نفس آنها کمک کننده است.

پیش اگهی :

در صورتی که درمان اختصاصی به عمل آید پیش آگهی این مشکل خوب است ولی در صورت ادامه مشکل ،مشکلات رفتاری و هیجانی و از دست دادن اعتماد به نفس ممکن است پیش آید .در صورت ادامه این مشکل و رسیدن آن به بزرگسالی ممکن است اشکال در عملکرد شغلی که وابسته به روخوانی باشد پیش آید.





نوع مطلب : اصلی،  مطالب پی در پی(سریال)، اختلال یادگیری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 15 آذر 1391

1-     اشکال در نوشتن :Dysgraphia  یا  Disorder of written expression  

اسامی دیگر آن نارسا نویسی و اختلال بیان نوشتاری می باشد،که عبارتست از اشکال در مهارتهای نوشتاری که برای تشخیص می باید :

-          باعث اشکال در عملکرد آموزشی و امور دیگری که مستلزم نوشتن است ،شود.

-          اشکال در مهارتهای نوشتاری پایینتر از سطح مورد انتظار با توجه به سن و ظرفیت هوشی و آموزشی او باشد.

اشکال در نوشتن در درجه اول مربوط به دست نویسی است ولی اشکالات مربوط به فهم و ادراک نیز ممکن است دیده شود.

این اختلال اغلب با دیگر اختلالات یادگیری شامل اشکال در زبان و گفتار ،اشکال در خواندن،اشکال در ریاضیات ،اختلال نقص توجه و تمرکز و اختلال هماهنگی حرکتی مربوط به رشد همپوشی و همراهی دارد ولی احتمالا دیرتر از اینها تشخیص داده میشود زیرا نوشتن دیرتر از زبان و خواندن و همینطور حرکت کسب می شود.

در طی نوشتن حداقل 2 مرحله وجود دارد :

-          مرحله زبانی که در برگیرنده کد کردن اطلاعات شنیداری و دیداری به نمادهایی برای حروف و کلمات نوشتاری می باشد.

-          مرحله حرکتی – بیانی –کارکردی که در این مرحله بیان نوشتاری یا ترسیمی _ نموداری بطور کلامی بیان میگردد.

به طور کلی 3 نوع نارسا نویسی داریم:

·         مربوط به نارساخوانی :در اینها هجی کردن ضعیف است و با وجود اینکه کار کپی کردن انها نسبتا خوب است نوشتار خودبخودی آنها ناخوانا است.اینها مسائلی در هجی کردن کلمات و بیان افکار خود طبق موازین دستوری و گرامری دارند و جملات (شفاهی یا کتبی )آنها حاوی تعداد زیادی اشکالات دستوری است .کلمات انتخابی آنها اشتباه و نامناسب است با افزایش تعداد و مخزن لغات و پیچیده تر شدن آنها توانایی آنها برای هجی کردن درست کاهش می یابد.اینها در ساختن پاراگرافها ضعف دارند که پاراگرافها بهم ریخته بوده و دارای توالی و تداوم مناسب نیست .در این گروه حرکات ظریف دستی خوب است.

·         حرکتی :که در این گروه تن عضلانی آنها ضعیف بوده و اشکال در حرکات ضعیف دست دارند و نوشتن آنها ناشیانه می باشد.

·         فضایی:که در این گروه اشکال در درک فضایی وجود دارد.نمیتوانند بصورت مرتب و منظم افقی یا عمودی بنویسند بلکه کج و ماوج می نویسند. ممکن است نیمی از صفحه را خالی بگذارند (معمولا چپ ) و فقط در یک نیمه دیگر (معمولا راست) می نویسند.ممکن است فضای غیر عادی بین حروف و کلمات بگذارند.در اینها هجی کردن معمولا خوب است و مشکل عمده ای نیز در حرکات ظریف دست ندارند.

سیر و پیش آگهی : در موارد شدید اختلال در کلاس اول ،دوم (7 سالگی )مشخص می گردد ولی در موارد شدید ممکن است تا کلاس پنجم (ده سالگی )مشخص نشود.بجز عملکرد تحصیلی ضعیف ،عوارض دیگر ناشی از تداوم این اختلال عبارتند از :

-          امتناع از رفتن به مدرسه و یا فرار از مدرسه

-          اضطراب و ترس به همراه بی میلی بخصوص در مواردیکه نیازمند به نوشتن است.

-          اختلالات رفتاری و سلوک

-          یاس ،ناکامی ،احساس حقارت و بی کفایتی و اشکال در اعتماد به نفس.

-          در بزرگسالی اشکال در حوزه های حرفه ای و شغلی بخصوص وقتی که نیازمند به نوشتن میباشد.

درمان:

برحسب اینکه نوع مشکل چه باشد رویکرد درمانی متفاوت است.

-          بهترین درمان برنامه و مداخله درمانی آموزشی مختص به خود فرد است که بصورت انفرادی و اختصاصی برای او تنظیم شده است. Individualized educational program or therapy

-          درمان برای اختلال حرکتی جهت کمک به کنترل و بهبود حرکات نوشتاری.

-          درمان تکمیلی برای دیگر موارد احتمالی اختلالات همراه مثلا درمان اختصاصی برای مشکلات زبان و گفتار و دیگر اختلالات یادگیری ،درمان معطوف به نقص توجه تمرکز ،درمان معطوف به مشکلات حافظه و درمان معطوف به مشکلات نورولوژیک.

-          درمان اختلالات روانشناختی و روانپزشکی همراه مانند مشکلات هیجانی _عاطفی،مشکلات سلوک و رفتار ،مشکلات اعتماد به نفس.





نوع مطلب : اصلی،  مطالب پی در پی(سریال)، اختلال یادگیری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 15 آذر 1391

اختلالات ارتباطی

همانطور که قبلا ذکر شد ما در تقسیم بندی خود اختلالات ارتباطی را در گروه اختلالات مربوط به رشد و در زیر مجموعه اختلالات یادگیری قرار میدهیم کما اینکه ناشیگری هماهنگی حرکتی را نیز اینچنین تقسیم بندی می کنیم. در بحث اختلالات ارتباطی که به اختلالات زبان و گفتار می پردازد سه نوع اختلال را ذکر میکنیم .

1-    اختلال زبان بیانی   expressive language disorder

نوعی اختلال تاخیر رشد زبانی است که کودک در انتقال اطلاعات به وسیله گفتار ، نوشتن ،زبان ایماء و اشاره و یا ژست مشکل دارد .به بیان دیگر اشکال در بیان کلامی و یا نوشتاری وجود دارد . بطور کلی این کودکان در استفاده از زمان درست فعل ،تولید جملات پیچیده و یاداوری واژه ها پایینتر از حد مورد انتظار هستند بگونه ایکه نمره بدست آمده در مقیاسهای استاندارد رشد بیانی در آنها کمتر از ظرفیت هوشی غیر کلامی و زبان دریافتی است .

شیوع این اختلال حدود  5% است و در پسران 3-2 برابر شایعتر است .

برای تشخیص نکات زیر مد نظر باشد:

-          در این مبتلایان فهم زبان بهتر از توانایی آنها برای ارتباط است . گرچه افراد با اختلال زبان بیانی معمولا درجاتی از اختلال زبان دریافتی هم دارند ولی در حدی نیست که استحقاق تشخیص اختلال زبان دریافتی- بیانی داشته باشند .

-          این اختلال می تواند در کودک با هوش طبیعی اتفاق افتد و یا میتواند بخشی از دیگر وضعیتها باشد که عملکرد روان را بطور وسیعتر درگیر میکند(مانند عقب ماندگی ذهنی ) که در مورد دسته دوم اشکال در زبان بیانی بیشتر از آن چیزی است که بطور معمول در آن اختلال روان همراه قابل انتظار است (مثلا در افراد با عقب ماندگی ذهنی زبان بیانی زیر حد انتظار برای سن عقلی است).

-          این یک اختلال مربوط به رشد است و از ابتدا مبانی این اشکال در کودک وجود داشته است و علت آن ناشناخته است و علیرغم اینکه کودک در معرض آموزش زبان بوده است (برخلاف افرادیکه در محیطی محروم زندگی میکنند ) و فاقد نقص حسی یا حرکتی کلامی بوده و فاقد مشکلات طبی و یا ژنتیک توجیه کننده این مشکل می باشند از کسب مهارت مورد انتظار برای زبان بیانی ناتوان هستند .

-          در مبتلایان به اختلال زبان بیانی ،تلفظ  articulation  ممکن است غیر طبیعی باشد یعنی اشتباهات متعدد در تلفظ ممکن است روی دهد ولی کیفیت ثابتی ندارد و بخصوص اصواتی مثل "ر" ،"ز" ،"س" و.... ممکن است حذف شده و یا با الفاظ دیگری جانشین شوند.

-          بجز مشکلات گفتار و زبان فرد مبتلا اغلب مشکلاتی در به یاد آوردن و بخاطر آوردن چیزها دارد.این اشکال حافظه فقط باعث اشکال در تکلم و گفتار میشود وگرنه حافظه غیر کلامی و غیر زبانی تخریب نشده است.

-          برای تشخیص اختلال زبان بیانی باید باعث اشکال در عملکرد مانند کار و یا تحصیل شود.

نشانه ها :

در ابتدا یاداور میشوم که بطور معمول در یک کودک اولین کلمات بین 18-10 ماهگی وارد مخزن لغات می شود. و عبارات دو کلمه ای حدود 24 ماهگی و دو سه کلمه ای در دومین سال زندگی ظاهر میشود و حدود 3 سالگی کودک جملات 4-3 کلمه ای را ادا میکند و در مکالمات ساده وارد شده و به شیوه ای شبیه بزرگسالان سوالات را مطرح میکند (مثلا میتوانم بروم ؟).

نشانه های این اختلال با توجه به سن و درجه تخریب از کودکی به کودک دیگر متفاوت است .در کودکانی که شدت ابتلا شدید است ممکن است کودک در کسب شاخص های اولیه رشد زبانی اشکال داشته باشد بگونه ایکه کودک 18 ماهه در تولید خودبخودی اصوات حتی تکرار کلمات و اصوات ناتوانی نشان می دهد.بعدا حتی کلمات ساده ای مثل "ما ما " و بابا " را نیز نمیتواند بگوید ولی کودک تماس چشمی لازم را دارد و دوست دارد ارتباط برقرار کند و از بازیهای دوره شیرخوارگی لذت می برد و برای درخواست از ایماء و اشاره استفاده میکند.در 4 سالگی مبتلایان میتوانند با عبارات ساده صحبت کنند اما ممکن است با یادگیری کلمات تازه لغات کهنه را فراموش کنند .برای بچه های پیش دبستانی که هنوز آموزش رسمی شروع نشده ،اشکال نوشتاری آن نامشخص میماند. در کودکانی که درجات ابتلا شدت کمتری دارد اشکال کلامی ممکن است تا وقتیکه وارد مدرسه نشده اند مشخص و آشکار نشود و وقتی وارد مدرسه میشوند اشکالاتی را در موضوعات و مواد آموزشی نشان میدهند. ممکن است وقتی تکالیف و وظایف سنگینتر میشود (مثلا نوشتن جملات یا داستانهای کوتاه،خلاصه نویسی ،پاسخ دادن به سوالات در سر کلاس ) مشکلاتی را در مدرسه نشان می دهند مثلا یک کودک 7 ساله نمی تواند با کاربرد کلماتی مانند "و " ، " اما " جملات را بهم مرتبط سازد.در فرمهای خفیفتر ممکن است مشکل تا اوایل نوجوانی یعنی زمانیکه زبان برای بیان مسایل پیچیده مورد استفاده قرار میگیرد خود را نشان ندهد.مثلا کودک یا نوجوان دوره راهنمایی و دبیرستان ممکن است در مدرسه در یادداشت برداری ، گزارش نویسی و یا بیان گزارشات و همینطور خلاصه نویسی مشکل داشته باشند.

بطور کلی انواع مشکلات عبارتند از :

·         اشکالاتی در جنبه های قواعد دستور زبان نظیر کاربرد زمان درست فعل.

·         اشکال در ترکیب کلمات با هم و تشکیل عبارت یا جمله بگونه ایکه طول عبارت یا جمله آنها بطور معمول کوتاهتر از بچه های هم سن و سال آنهاست.

·         مخزن لغات آنها معمولا زیر حد متوسط برای سن و سال آنهاست یعنی تعداد کلماتی را که میشناسند و بکار میبرند کمتر است و بیشتر شامل لغات اصلی است و به همین لحاظ است که تکلم آنها بدون ابتکار و خلاقیت بوده و فاقد لطافت و صنایع ادبی است.

·         اشکال در به یاد آوردن کلمات و لغات .بطور مکرر در یافتن لغت صحیح مشکل دارند و از لغات غیر اختصاصی مانند "چیز " ،"این "،"اون" زیاد استفاده میکنند.

·         اشکال در استفاده درست از زبان مرتبط با وضعیتهای متفاوت (مثل خانه ،مدرسه ،جامعه )و با افراد مختلف(والدین، آموزگاران ،دوستان ) بعضی از کلمات مانند حروف ربط را جا میاندازند و ساختمان جملات آنها ناقص و نا کامل است.

·         استفاده از لغات نادرست در جملات به همین علت عبارات و جملات آنها ممکن است نارسا و یا گیج کننده باشد.

·         محتوای کلام آنها محدود است و روی عبارات عینی و استاندارد بدون هیچگونه خلاقیتی تکیه میکنند.

·         در هنگام صحبت گویا مردد هستند .

·         در هنگام صحبت ممکن است لغات را تکرار و اکو کنند .تصدیق بفرمایید وقتیکه کودکی چنین مشکلی را بروز میدهد و در کنار آن به علت اختلال هماهنگی حرکتی همراه در هنگام دویدن بال بال میزند افتراق آن با یک کودک اوتیستیک مشکل می شود و تنها با کسب شرح حال و اقدامات دیگر افتراق ممکن می گردد.

·         در گفتگوی متقابل با دیگران قواعد مکالمه را رعایت نمیکند مثلا نمی تواند شروع و ختم کلام بموقع داشته باشد و یا در استمرار مکالمه مشکل دارد.

·         اشکال در تکلم و بازگویی مطالب بگونه ای سازمان یافته و منسجم .ممکن است حرف زیادی برای گفتن داشته باشند ولی نمیتوانند لغات مورد نیاز را پیدا کنند گرچه  ممکن است در موارد شدید در گفتگوهای ساده نیز مشکل داشته باشند ولی در موارد دیگر که شدت مشکل کمتر است ممکن است فقط در بیان افکار و عقاید پیچیده ،در سازماندهی لغات و جملات مشکل داشته باشند و این زمانی اتفاق میافتد که میخواهند چیزی را دقیقا مشخص و تعریف کنند،توصیف کنند ،اطلاعاتی را توضیح دهند و یا یک واقعه و فعالیتی را بازگو کنند.

·         در سن مدرسه اختلال زبان بیانی ممکن است خود را در نوشتن نشان دهد .این کودکان ممکن است مشکلاتی در هجی کردن ،ترکیب لغات با هم و نوشتن عبارات و جملات و انشا نویسی داشته باشند.

·         اشکالاتی در بازی چه در بازیهایی که محدودیتهای کاربرد های اجتماعی زبان مانند گفتگوی متقابل باعث اشکال در بازی با کودکان هم سن و سال میشود و چه در بازیهای تخیلی .





نوع مطلب : اختلال ارتباطی، اختلال یادگیری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 15 آذر 1391

تشخیص:

پاتولوژیست گفتار(گفتار درمانگر ) برای ارزیابی و درمان نیاز می باشد.در صورت شک به این مشکل ارزیابی را به تاخیر نیاندازید.

گرچه تشخیص با پاتولوژیست گفتار و زبان است والدین و آموزگاران میتوانند چه در ارزیابی و چه در طرح ریزی و کاربرد درمان کمک کننده باشند.

کارشناسان دیگری که نیز ممکن است چه در ارزیابی و چه در درمان بویژه در ارتباط با مواد و موضوعات آموزشی مفید باشند شامل : درمانگر آموزشی    educational therapist، معلم سرخانه و کارشناس وسایل و تجهیزات کمک آموزشی است.

ممکن است تستهای ارزیابی شنوایی و بینایی ،ارزیابی جهت اختلالات یادگیری خاص و عملکرد شناختی (تفکر و هوش ) نیاز باشد.

عوارض ثانویه :

مبتلایان ممکن است شواهد یاس و ناامیدی ، کج خلقی و افسردگی را نشان دهند زیرا نمیتوانند عقاید خود را مطرح کنند و به همین خاطر کودک از نظر اجتماعی منزوی و کناره گیر میشود.مسایل هیجانی در زمینه ضعف تجسم نفس و اعتماد به نفس ممکن است پیش آید.

اختلالات همراه احتمالی :

-          تاخیر شاخص های مربوط به رشد

-          اختلال تلفظ

-          اختلالات هماهنگی حرکتی مربوط به رشد

-          بی اختیاری ادرار

-          اختلالات یادگیری خاص مثل نارساخوانی و همینطور اشکال در مهارتهای درکی یا شناختی و پردازش نمادها با ترتیبی خاص

-          اختلال توجه و تمرکز (تا 50 % ) و همینطور اختلالات رفتاری گسلنده

تشخیص های افتراقی :

-          کودکانی که دیر زبان باز میکنند  late – talkers  : بعضی بچه ها دیرتر به شاخص های زبانی میرسند یعنی حتی تا 3 سالگی زبان باز نمیکنند. اینها در نهایت به همتایان خود میرسند.کودکانیکه بعد از این هنوز مشکل دارند ممکن است شایسته دریافت تشخیص اختلال بیانی و یا دیگر تخریب های زبانی باشند.

-          محرومیت های محیطی

-          نوع اکتسابی این اختلال : بطور کلی اختلال زبان بیانی در کودکان بیشتر منشا رشدی دارد ولی نوع اکتسابی آن میتواند ناشی از  آسیب مغزی به علت ضربه ، آسیب عروقی مغز (  stroke  ) ، تشنج و یا مسایل عصبی دیگر باشد.برخلاف نوع مربوط به رشد که کودک از ابتلا مشکل داشته در نوع ثانویه توانایی قبلی تولید کلام (گفتاری و نوشتاری ) از بین میرود که گاهی به آن  آفازی بیانی (  expressive aphasia) و یا آفازی غیر روان ( non – influent aphasia )   میگویند که این نوع به نسبت در کودکان بزرگتر شایعتر است.

-          اختلال زبان دریافتی – بیانی: در اینجا اشکال در درک و فهم زبان و هم اشکال در بیان زبان وجود دارد.افراد با اختلال زبان بیانی گرچه بطور کلی فهم کلامشان خوب است ولی معمولا درجاتی از اختلال دریافتی زبان هم دارند ولی در حدی نیست که تشخیص اختلال زبان دریافتی – بیانی درست باشد.مثلا یک کودک 2 ساله با اختلال زبان بیانی میتواند دستورات 2 مرحله ای را انجام دهد ولی ممکن است نتواند اجزاء بدن را نام برد و در 4 سالگی داستانهای تعریف شده توسط بزرگسالان را میفهمد ولی نمیتواند آنها را حتی با نقلی ساده بازگو کند.

-          اختلال تلفظ

-            دیس آرتری :ناتوانی در حرکت صحیح و متناسب عضلات زبان و دهان برای ایجاد گفتار

-          اختلالات طیف اوتیسم: در این بیماران علاوه بر مشکل ارتباط و تکلم ،اشکالات شناختی اساسی وجود دارد.

-          ناتوانی های هوشی :در عقب ماندگی ذهنی اختلال کلی در عملکرد هوشی وجود دارد.ظرفیت هوشی غیر کلامی و عملکرد کودکان مبتلا به اختلال زبان بیانی در حد سن عقلی آنها می باشد.

-          اختلالات یادگیری خاص

-          اختلالات ادغام حسی – حرکتی

-          مشکلات طبی : کسب رشد زبان میتواند توسط مشکلات طبی و روانی دیگر تحت تاثیر قرار بگیرد.

درمان :

بهترین درمان زبان درمانی است . language therapy  .که باید بلافاصله پس از تشخیص شروع شود .

درمان بسته به شدت اختلال ممکن است شامل :

-          درمان انفرادی با خود گفتار درمانگر

-          جلسات گروهی با حضور گفتار درمانگر

-          برنامه مداخله درمانی مبتنی بر مدرسه که از آموزگاران آموزش دیده بعنوان کمک درمانگر استفاده میشود

-          ترکیب جلسات گفتار درمانی با برنامه هایی برای خانه که از والدین برای کمک به فرزندشان استفاده میشود .

رواندرمانی  در صورت قرائن مسائل هیجانی و عاطفی همراه

درمان اختصاصی اختلالات همراه مثل اختلال بیش فعالی همراه کمبود توجه و اختلالات یادگیری خاص



نوع مطلب : اختلال یادگیری، اختلال ارتباطی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 15 آذر 1391

اشکالات دیگر :

-          اشکالات حسی :اشکالاتی در حس شنوایی بصورت نقص شنوایی نسبی برای صداها و افزایش آستانه تحریک شنوایی و ناتوانی برای تشخیص منبع صدا _ اشکالاتی در درک و تفسیر نمادهای دیده شده

-          اشکالاتی در اقدام سازی ،بازسازی و بخاطر آوردن نمادهای دیداری _ شنوایی (سمعی _ بصری ).مثلا وقتی از آنها خواسته میشود که پس از دیدن 2 تصویر شباهتها و تفاوتهای آن را ببیند ،نمیتواند آن را بیان کند .

مشکلات همراه :

-          اشکال در توجه و تمرکز _ پر تحرکی .

-          اختلالات یادگیری و آموزشی .

-          اختلال خواندن و بیان نوشتاری.

-          اختلال ریاضی و دیگر اختلالات مهارتهای آموزشی . بیش از 50 % اختلال یادگیری دارند.

-          اختلال واج شناسی .

-          اختلال هماهنگی مربوط به رشد.

-          مشکل در اجتماعی شدن .

-          مشکلات رفتاری مانند نافرمانی که باید از ویژگیهای خود اختلال افتراق داده شود زیرا ممکن است که کودک اشکال در فهم دستورات داشته باشد و ما فکر کنیم که عمدا نافرمانی می کند.

-          اختلالات اضطرابی و افسردگی.

-          بی اختیاری ادرار .

-          اختلال تشنجی.

تشخیص :لازم است :

-          نمرات بدست آمده از تست های استاندارد در زبان دریافتی _ بیانی زیر حد ظرفیت هوشی غیر کلامی کودک باشد.

-          مشکلات مربوط به این اختلال در پیشرفت تحصیلی ،شغلی و ارتباطات اجتماعی کودک تداخل کند.

-          علایم و نشانه ها مربوط به اختلالات طیف اوتیسم نیست.

-          اگر مشکلات طبی و جسمی مثلا عقب ماندگی ذهنی ،نقص حسی (مثل شنوایی) و یا حرکتی زبانی و همینطور محرومیت محیطی وجود دارد ،باید مشکلات زبانی فراتر از آن باشد که با این اختلالات همراه است .

تشخیص افتراقی :

1-     نوع اکتسابی :به علت آسیب مستقیم به مغز ایجاد میشود .ظهور آن ناگهانی و پس از ضایعه تروماتیک یا استروک مغزی است . این نوع در هر سنی میتواند اتفاق افتد .

2-     اختلال زبان بیانی : در اختلال زبان بیانی گرچه احتمالا درجاتی از فهم کلام نیز ممکن است وجود داشته باشد ولی در حدی نیست که تشخیص اختلال مختلط زبان دریافتی _ بیانی بجا باشد .

3-     اختلال فونولوژی : در اختلال زبان دریافتی – بیانی مرکب نیز ممکن است اشتباهات مکرری در تلفظ بصورت حصر ،دگرگون سازی  و جانشین سازی فونمها اتفاق می افتد ولی این اشکال خیلی شدید نیست ( مثل آنچه که در اختلال فونولوژیک اتفاق می افتد ).

4-     لکنت زبان

5-     لالی انتخابی  selective mutism

6-     اختلالات طیف اوتیسم

7-     عقب ماندگی ذهنی

8-     اشکال در جایی که افراد به زبان مادری سخن نمیگویند

9-     اختلالات یادگیری مانند نارسا خوانی و اختلال یادگیری مربوط به ریاضی .در نارسا خوانی مشکلات کلی تر چه در فهم و چه در بیان لغات وجود دارد و در اختلال یادگیری ریاضی نیز کودک مشکلاتی در فهم مفاهیم فضایی مانند زیر ،رو ، اینجا و آنجا دارد.

10- مشکلات طبی نظیر مشکلات شنوایی. در تمام کودکان قبل ار تشخیص گذاری اختلال زبان دریافتی _ بیانی برای رد نقص شنوایی اودیوگرام لازم است .

درمان :

ابتدا یک ارزیابی کامل زبان و گفتار به عمل آید .مداخله زودرس درمانی توسط یک آسیب شناس زبان و گفتار (گفتار درمانگر )لازم است .

درمان اختلالات همراه مثل اختلال توجه و تمرکز ،اختلالات یادگیری ،مسایل واکنشی مانند کناره گیری اجتماعی و مشکلات رفتاری لازم است . توجه ویژه ای باید به بهبود مهارتهای اجتماعی و تجسم نفس کودک مبذول شود.

پیش آگهی در کل حداقل در کوتاه مدت ، خوب نیست.





نوع مطلب : اصلی،  مطالب پی در پی(سریال)، اختلال یادگیری، اختلال ارتباطی، 
برچسب ها : اختلال زبان دریافتی _ بیانی، اختلال توجه و تمرکز، ناشنوایی، اختلال یادگیری، اختلال زبان، اختلال ارتباطی، اختلال در فهم و درک زبان، اختلال در بیان زبان، اختلالات مربوط به رشد زبان،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 15 آذر 1391

اختلال زبان دریافتی – بیانی همراه

یک اختلال ارتباطی است که بدرجات مختلف (کم تا زیاد ) اشکال مرکب هم در فهم و ادراک زبان و هم بیان آن وجود دارد .اختلال قابل توجه در درک و فهم زبان با اختلال در بیان آن نیز همراه میشود یعنی در کل در اکثر موارد این 2 اختلال توام دیده میشود.

شیوع این اختلال در 5-3 % کودکان است .در پسران شایعتر است .

بطور کلی این یک بیماری مربوط به رشد است یعنی علت شناخته شده ای ندارد و یک بیماری کودکی است .

نشانه ها

ویژگی اصلی تخریب قابل توجه در زبان بیانی و دریافتی بطور توام میباشد.

در بسیاری از موارد نشانه ها شبیه اختلال زبان بیانی است اما ممکن است شدیدتر باشد.بطور کلی علایم از کودکی به کودک دیگر برحسب شدت اختلال و حوزه های در گیر متفاوت است.درفرم های شدید شواهد اختلال حتی در 2 سالگی آشکار است و در فرم های خفیف ممکن است تا 8-7 سالگی آشکار نباشد.بطور کلی معمولا نشانه ها قبل از 4 سالگی ظاهر میگردد.

شواهد اختلال در بیان:

بطور کلی یادگیری زبان در این کودکان کندتر از کودکان طبیعی است که حتی در موارد شدید ممکن است اصلا صحبت نکنند _ محدودیت در حوزه لغات (متناسب با سن او نیست )_ اشکال در به یادآوردن لغات و نام اشیاء _ اشکال در کاربرد درست قواعد زبان (گرامر ) _ اشکال در ساختن جملات مفهوم و واضح :کودک مبتلا نمیتواند افکار ، نیازها .و خواسته های خود را شبیه کودکان هم سن و سال خود بیان دارد و یا منتقل کند _ اکولالی : تکرار لغات یا عبارت های پیشین بلافاصله یا در زمانی دیگر _ ژارگون : لغات خاص کودک برای چیزها _ کاربرد تکراری جملات و فرازهای آموخته شده قبلی .

اشکال در فهم کلام:

اشکال در فهم آنچه که دیگران میگویند با توجه به شدت اختلال در این موارد خود را نشان میدهد : اشکال در فهم دستورات ساده یا مرکب مثلا یک کودک با موارد شدید اختلال در یک و نیم سالگی وقتی از او خواسته میشود که به اشیاء آشنا اشاره کند بر خلاف کودکان با اختلال زبان بیانی تنها قادر به این کار نیست. ولی با وجود این که در اجرای دستورات ناتوان است و به زبان شفاهی حساس نیست بطور طبیعی به صداهای محیطی غیر زبانی واکنش نشان می دهد یعنی بیشتر به صداهای محیطی پاسخ میدهد تا صداهای انسانی و از طرف دیگر ما می فهمیم که دستورات معمول روزمره و تکراری را درک میکند. _ اشکال در پاسخ گویی : اشکال در پاسخ به سوالاتی که جواب بلی یا خیر دارد .اشکال در پاسخ به سوالاتی که با چه کسی ،چی ، چه وقتی ، کجا ،چرا و چگونه شروع میشود(در انگلیسی سوالاتی که با  wh  شروع میشود ). در هنگام سوال از او ابتدا سوال قبلی را تکرار و سپس به او جواب میدهد._ بعضی از مبتلایان اشکال در فهم انواع خاصی از اصطلاحات و مفاهیم مانند کلمات انتزاعی ،جملات پیچیده و یا اصطلاحات فضایی ( مانند زیر و رو و جهت یابی ها ) دارند.





نوع مطلب : اصلی،  مطالب پی در پی(سریال)، اختلال یادگیری، اختلال ارتباطی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 15 آذر 1391

اختلال کمبود توجه با بیش فعالی در کودکان

تعریف:اختلالی است که با :

-          کمبود میزان توجه یا

-          بیش فعالی و رفتار تکانه ای و یا

-          هر دو  

      شناخته میشود لذا برحسب غلبه نشانه های اصلی و مشخصه 3 نوع از این اختلال داریم:

1-     عمدتا بیش فعال و تکانه ای

2-     عمدتا بی توجه

3-     مرکب (یعنی وجود علایم بیش فعالی و بی توجهی ).

برای تشخیص گذاری باید علایم و نشانه ها :

1-     از نظر رشدی نامتناسب باشد یعنی فراوانتر و شدیدتر از آنچه که در کودکان با سطح رشدی مشابه دیده میشود ،باشد.

2-     طول مدت علایم حداقل 6 ماه باشد.انتخاب این 6 ماه نشاندهنده این است که اشکال سازگاری و انطباق با یک شرایط ناجور و استرس زا نباشد.

3-     شروع آن باید قبل از 7 سالگی باشد.با توجه به اینکه ما این اختلال را یک اختلال مربوط به رشد و یک ناتوانی در کنترل رفتار و توجه میدانیم لذا شروع علایم و نشانه های این اختلال باید قبل از 7 سالگی باشد زیرا از 7 سالگی به بعد است که ما انتظار توانایی در حفظ و تنظیم رفتار و توجه را از کودک را داریم.

4-     باعث تخریب در عملکرد اجتماعی ،تحصیلی، خانوادگی و شغلی(برای بزرگسالان ) شود.

5-     تخریب در حوزه های فوق حداقل در 2 زمینه و 2 جا تداخل کند.

6-     نباید در زمینه اختلالات نافذ مربوط به رشد (اختلال طیف اوتیسم )،اسکیزوفرنی و اختلال سایکوتیک دیگر روی دهد و یا اختلال روانی دیگری توجیه بهتری برای آن باشد.

اهمیت این اختلال :

1-     شیوع آن :این اختلال شایعترین علت مراجعه کلینیکها ،مطبها و سرویس های بهداشت روان کودک و نوجوان میباشد.

2-     عوارض ناشی از وجود و تداوم این اختلال :این اختلال در عملکرد خانوادگی اختلال ایجاد میکند ،برای کودک در حال حاضر زیان آور است.تداوم آن نیز برای خانواده و خود کودک و اجتماع زیان آور است.به گونه ای که تصور نمیشود که هیچ اختلال جسمی و روانشناختی دیگری برای جامعه هزینه آفرین و مخرب باشد مثلا جامعه از رفتارهای ضد اجتماعی این اختلال مانند اعتیاد ،سوء استفاده های اقتصادی ،آشفتگی های رفتاری ،بی مبالاتیهای جنسی ،رفتارهای خطرجویانه مانند تصادفات وسایل نقلیه و آسیبهای محیطی و ...بسیار رنج میبرد بطوریکه بعدا با آمار نشان میدهیم تقریبا علت اکثر تمام این ناهنجاریها استمرار این اختلال است در صورتیکه با درمان موثر ما میتوانیم جلوی این هزینه و بار شخصی ،خانوادگی و اجتماعی را بگیریم.

3-     اختلالات روانپزشکی همراه :همراه این اختلال اختلالات روانپزشکی دیگر بویژه اختلالات دیگر مربوط به رشد بطور شایع دیده میشود ولی از طرف دیگر استمرار خود این اختلال باعث اشکال در تشکیل هویت شخصیتی ،اعتماد به نفس ،منابع درون روانی تنظیم خلق رفتار و تفکر میگردد. که اینها نیز به خودی خود یک اختلال هستند و همینطور میتوانند در ایجاد اختلالات دیگر روان نیز سهیم باشند.

علایم و نشانه ها:

مشکل اصلی این کودکان عدم توانایی در حفظ و تنظیم رفتار و توجه است در نتیجه اغلب نمیتوانند که رفتار و توجه متناسب با شرایط داشته باشند و همانطور که ذکر کردیم برای تشخیص گذاری باید این اشکالات باعث تخریب شود یعنی کودک و خانواده اشکال در مدیریت این وظایف دارند.

شروع اختلال ممکن است در شیرخوارگی باشد که این شیرخواران پرتحرک و یا کم خواب بوده و یا زیاد گریه میکنند و نسبت به محرکها مانند نور ،صدا و تغییرات محیطی و درجه حرارت حساس هستند به گونه ای که خانواده ذکر میکنند که این کودک از اول مشکل دار بوده است. گاهی برعکس چنین بچه هایی شل و بیحال هستند و اکثر اوقات میخوابند.

در کودکان و نوجوانان نشانه بیش فعالی و یا حواس پرتی باید پزشک را به احتمال وجود این اختلال آگاه سازد، خانواده ذکر میکند که اینها دائم در حال حرکت و فعالیت هستند و از کاری به سراغ کار دیگر میروند ،از درو دیوار و اپن آشپزخانه بالا میروند لحظه ای آرامش ندارند و وسایل را ولو و پخش میکنند و یا وسایل خود را جمع نمیکنند و شلختگی دارند.حواسشان به راحتی از کاری به کار دیگر پرت میشود ،در حال انجام تکالیف خود هستند که با شنیدن صدای توپ از کوچه به آنجا میروند ،دقت ندارند و در حال حرکت به افراد و وسایل برخورد میکنند،در مدرسه نیازمند توجه بیشتری باشند و در خانه نیز خواسته های والدین را بخوبی اجرا نکنند. نشانه های بیش فعالی ممکن است در بعضی از موقعیتها مشاهده و در موقعیتهای دیگر دیده نشود مثلا ممکن است در موقعیتهای ساختار یافته کمتر آشکار شده و در موقعیتهای ساختار نیافته مثل مهمانیها بارزتر باشد.

سایر علایم :خوردن و خوابیدن آنها منظم نیست به گونه ای که ممکن است شبها تا دیر وقت بیدار باشند و یا خیلی تمایل به خوردن نداشته باشند به گونه ای که خانواده از بی اشتهایی آنها شاکی باشند،پرخاشگری نسبت به دیگران و اسباب و وسایل و اموال به گونه ای که 75% این کودکان علایم رفتاری و کلامی پرخاشگری و نافرمانی را نشان میدهند مثلا تخریب اسباب بازیها و پرتاب کردن اشیاء و اذیت آزار دیگران. ممکن است ثبات هیجانی نداشته باشند و بسرعت عصبانی و ناراحت شوند و شواهد تحریک پذیری را نشان دهند .ممکن است لجبازی ،نافرمانی و حرف نشنوی داشته باشند و در اجرای خواسته های خود پافشاری انجام دهند و قشقرق به راه بیاندازند.ممکن است در به تعویق انداختن خواسته های خود بی صبری نشان داده و رفتارشان غیر قابل پیش بینی باشد و کارهای خطرناک کنند مثلا دست خود را رها کرده و وسط خیابان بروند و یا از ارتفاع نسبتا بلند بپرند و به وسایل داغ و برقی نزدیک شوند لذا اینها در کل سانحه پذیری بالایی دارند. ممکن است در مدرسه قوانین را رعایت نکنند و اشکال در انجام تکالیف مدرسه داشته باشند و ممکن است توجه و تمرکز درسی آنها ضعیف باشد به گونه ای که بطور شایع می بینیم در دیکته اشتباهات مکرر دارند (با وجود آنکه آن مطلب را بلد هستند)که گاهی با اختلال یادگیری دردیکته اشتباه میشود . در مهد و مدرسه در ارتباط با اولیاء مدرسه یا هم کلاسیها ممکن است مشکل داشته باشند به همین لحاظ در روند درمان گزارشات مدرسه کمک کننده است.





نوع مطلب : اصلی،  مطالب پی در پی(سریال)، بیش فعالی در کودکان، 
برچسب ها : اختلال بیش فعالی، اهمیت، علایم و نشانه های اختلال بیش فعالی، پرتحرکی، سانحه پذیری، قشقرق، شلختگی، بی نظمی،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 15 آذر 1391

اختلالان رفتاری گسلنده(ایذایی)Disruptive behavior disorders  :

هدف اصلی تربیت و پرورش کودکان برای والدین آنها اجتماعی شدن کودکشان است .بعنوان بخشی از این فرآیند والدین باید به کودک خود بیاموزند که چگونه با مسائل و اتفاقات به سبکی پذیرفته شده از نظر اجتماعی ،کنار بیایند با بزرگ شدن کودک و با درک خود بعنوان موجودی جدا از مادر و افزایش حرکت مستقل در نوپاها رفتارهای گسلنده مانند به راه انداختن قشقرق و خودسری دیده میشود که بعدها فروکش میکند ولی یک فاز دیگری نیز در نوجوانی میبینیم که بصورت سرکشی و خودسری است که این نیر میتواند در صورتیکه شدت آن کم باشد و گذرا بوده ،طبیعی محسوب شود.

اصطلاح اختلالات رفتاری مشتمل بر رفتارهای مختلفی است که در شدت کم آن بصورت گریه و مویه بیش از حد ،قشقرق ،خودسری ،لجبازی و در پی توجه بودن می باشد. در شدت متوسط بصورت حرف نشنوی ،عدم همکاری ،منفی و مقابله ای بودن میباشد و در شدت زیاد پرخاشگری ،فریب ،کلاه برداری ،تخریب وسایل و اموال ،بزهکاری و زیر پا گذاشتن قوانین عمده میباشد.در این توصیف ما بصورت یک طیف به این اختلال مینگریم ولی در صورتیکه بصورت دسته بندی و گروه بندی به این اختلال بنگریم شامل 2 اختلال بی اعتنایی – تقابلی و اختلال سلوک است.ولی در عمل این 2 اختلال با هم مرتبط و از نظر ریسک فاکتورها نیز یکی هستند و کودکان با اختلال سلوک تقریبا همیشه سابقه قبلی و یا بروز فعلی نشانگان اختلال بی اعتنایی – تقابلی را دارند.گرچه این به این معنی نیست که تمام مبتلایان به بی اعتنایی – تقابلی در مراحل بعدی زندگی خود بطرف اختلال سلوک میروند.

بحث :گرچه عده ای اختلال توجه همراه بیش فعالی را نیز همراه اختلالات رفتاری گسلنده توصیف میکنند ولی اکثر مکاتب تشخیصی آن را جدا ولی در کنار هم توصیف می کنند که ما نیز چنین کردیم . ولی وقتی خوب بنگریم می بینیم که اکثریت قریب به اتفاق کودکان با اختلالات رفتاری گسلنده سابقه وجود اختلال کمبود توجه و بیش فعالی را در کودکان دارند و از طرفی نیز نیمی از کودکان با اختلال توجه و بیش فعالی به سمت اختلال بی اعتنایی – تقابلی میروند .ذکر این نکته از این جهت دارای اهمیت است که اختلال بیش فعالی همراه کمبود توجه واقعا یک عامل خطر عمده و اساسی در پیشرفت به سمت اختلالات رفتاری گسلنده می باشد که این آسیب پذیری در سطوح زیر اعمال میشود :

1-  وجود یک اختلال بیولوژیک (زیست شناختی ) که کودک را ستیزه جو ،مقابله ای و اهل نزاع و درگیری میکند.این اختلال میتواند در سطح نوروترانسمیترهای مونو آمینی باشد .

2- آسیب پذیری های مربوط به رشد کودک :همانطور که توضیح دادیم ما به اختلال کمبود توجه و بیش فعالی بعنوان یک ناتوانی نگاه میکنیم که این ناتوانی کودک را در آموختن از تجارب زندگی مشکل دار میکند .مثلا دقیقا مشخص شده که کودکان بیش فعال همراه کمبود توجه پاسخ طبیعی به مداخلات پاداشی و تنبیهی نمیدهند.همینطور کودکان با اختلال بی اعتنایی – تقابلی هم حسی و همدردی لازم را ندارند و نمی توانند احساس درد و ناراحتی دیگران را به خوبی درک کنند و همینطور کودکان و نوجوانان با اختلال سلوک دارای تحریفات و دگرگونیهای ادراکی- شناختی هستند که متعاقبا توضیح میدهیم.

3-از آنجا که کودک با بیش فعالی و اختلال توجه در یک حالت سرسام فکری است نمیتواند مراحل رشدی مربوط به کسب و تحول رشد اخلاقی و وجدانی را طی کند لذا آنها دارای حفرات اخلاقی و وجدانی می باشند که آنها را نسبت به کسب رفتارهای گسلنده آسیب پذیر میکند.این خود حداقل نشان دهنده این است که خانواده ها نسبت به درمان کودکان بیش فعال خود اهتمام داشته باشند و از طرفی محیط زندگی آنها به گونه ای باشد که این مشکل از پیش موجود را تشدید نکنند.

1-    اختلال بی اعتنایی – تقابلی

وجود یک الگوی رفتاری منفی کارانه ،تخاصم آمیز و بی اعتنایی.عدم همکاری اصول کلیدی برای تشخیص این اختلال است و پرخاشگری بطور تیپیک جزء برجسته برای این اختلال نیست.

ü      غالبا از کوره در میروند .

ü      غالبا با بزرگسالان مشاجره میکنند.

ü      غالبا نسبت به در خواستها و مقررات بزرگسالان بی اعتنایی نشان میدهند.

ü      غالبا بطور عمد کاری میکنند که برای دیگران مزاحمت ایجاد کنند.

ü      غالبا برای رفتار و اشتباهات خود دیگران را سرزنش میکنند.

ü      غالبا حساس هستند و زود از دیگران ناراحت میشوند.

ü      غالبا کینه توز و انتقام جو هستند.

2-    اختلال سلوک

الگوی رفتاری مداوم و مقاوم که در آن حقوق اساسی دیگران و یا هنجارهای اجتماعی و اصول اساسی زیر پا گذاشته میشود.

-          پرخاشگری (تعرض ) به مردم و حیوانات :

ضرب و شتم ،تهدید و ارعاب ،نزاع بدنی،استفاده از اسلحه سرد و گرم ،شکنجه،دزدی همراه با رویارویی(جیب بری ،کیف زنی )،وادار کردن دیگران به اعمال جنسی

-          تخریب اموال :آتش سوزی و غیره

-          سرقت یا دزدی :دزدی بدون رویارویی مانند کلاشی ،دروغگویی برای حصول منفعتی مادی ،گوش بری.

-          تمرد از قوانین :بیرون ماندن از خانه تا دیروقت ،فرار از خانه ،فرار از مدرسه

 





نوع مطلب : اصلی،  مطالب پی در پی(سریال)، اختلال سلوک، 
برچسب ها : اختلال سلوک، اختلال بی اعتنایی، اختلال تقابلی، بیش فعالی، دزدی در کودکان، سرکشی نوجوانان، بیرون ماندن از خانه،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 15 آذر 1391

اختلال اضطراب جدایی:

قبل از بیان این اختلال و طرح اختلال وابسته به آن یعنی امتناع از رفتن به مدرسه 2 اضطراب طبیعی کودکی را توضیح میدهیم.

اضطراب بیگانه :این اضطراب در 26 هفتگی شروع و تا 32 هفتگی کامل میشود . در آن شیرخوار با نزدیک شدن فرد بیگانه گریه کرده و خودش را به فرد مراقب میچسباند.

اضطراب جدایی : بین 16 -10ماهگی ظاهر میشود که هنگام جدایی از کسی که کودک به او دلبسته است پیش می آید.

همانطور که ذکر کردیم اضطرابهای فوق طبیعی هستند ولی اختلال اضطراب جدایی بیمارگونه است و خودش را با اضطراب شدید درباره جدا بودن از افرادیکه کودک بیشترین دلبستگی را به آنها دارد نشان میدهد. ترس اساسی این است که در زمان جدا بودن آسیب به کودک یا نمادهای دلبستگی کودک (عمدتا خانواده) وارد شود .

ویژگیهای بالینی این اختلال :

-          ناراحتی زیاد و تکرار شونده هنگام جدایی از خانواده و یا فرد مورد دلبستگی .

-          دلواپسی و نگرانی مستمر و زیاد در مورد از دست دادن و یا صدمه احتمالی به شخص مورد دلبستگی اساسی .

-          نگرانی از اینکه واقعه ای مصیبت بار در طی جدایی برای خود کودک پیش آید که باعث جدایی طولانی و یا دائم از منبع دلبستگی شود(مثل گم شدن ).

-          تردید و یا امتناع از رفتن به مدرسه بدلیل ترس از جدایی .

-          ترس یا تردید مستمر یا شدید از اینکه بدون منبع دلبستگی یا فرد بالغ دیگری در خانه تنها بماند.

-          امتناع یا تردید در بخواب رفتن مگر اینکه نزدیک منبع دلیستگی باشد.

-          شکایت جسمی مکرر مثل سر درد ،دل درد ،تهوع و... هنگام وقوع یا انتظار جدایی .

-          کابوسهای تکرار شونده با محتوی جدایی .

اختلال اضطراب جدایی شایعترین اختلال اضطرابی دوران کودکی است.

امتناع از رفتن به مدرسه School Refusal :

امتناع از رفتن به مدرسه شایع است.گرچه اکثر بچه ها گاه گاهی از رفتن به مدرسه امتناع میکنند ولی کودکان با این اختلال بدلایل روانشناختی (تفکری ،هیجانی و رفتاری ):

-          بطور کامل از رفتن به مدرسه امتناع میکنند و یا

-          ابتدا در مدرسه حضور می یابند ولی طی روزهای بعد علایم ناراحتی از رفتن به مدرسه را بروز میدهند و میخواهند مدرسه نروند و یا

-          کودک متعاقب بروز یکسری مشکلات رفتاری مثل به راه انداختن قشقرق صبحگاهی و بروز ناراحتیهای جسمی و روانی به مدرسه میرود و یا

-          کودک به مدرسه می رود ولی در آنجا شواهد ناراحتیهای زیاد را نشان میدهد و از اولیاء مدرسه میخواهد که اجازه دهند در منزل بماند.

صاحبنظران و مولفین آنرا به عنوان یک اختلال جداگانه حساب نمیکنند زیرا استدلال میکنند که این خود در زمینه اختلالات دیگر رخ می دهد.شایعترین علت آنرا یک اختلال اضطرابی محسوب میکنند که در میان اختلالات اضطرابی نیز خود شایعترین علت اختلالات اضطراب جدایی است ولی هر یک از اختلالات اضطرابی دیگر نیز میتواند علت امتناع به مدرسه رفتن باشد.بغیر از اختلالات اضطرابی ،اختلالات شناختی نیز میتوانند علت امتناع از رفتن به مدرسه باشند زیرا هر کدام از اختلالات شناختی مذکور در تطابق آکادمیک(تحصیلی ) و رفتاری کودک اشکال ایجاد میکند. اختلال  بیش فعالی و اختلالات رفتاری گسلنده میتواند علت باشد مثلا کودکی که به علت رفتارهای منفی کارانه و یا رفتارهای ضد اجتماعی ،فرار از مدرسه ، از رفتن به مدرسه اجتناب میکند.اختلالات خلقی و اختلالات تفکر میتواند علت باشند که بعدا توضیح میدهیم.تیک و مسایل دیگر با توجه به اشکال در تطابق کودک نیز میتواند علت باشد.اشکال در سیستم و پویاییهای خانواده نیز قابل ذکر است.مسایل مربوط به مدرسه مانند برخورد معلم و دیگر اولیا مدرسه و یا تکالیف بیش از حد در مدرسه مهم است زیرا قابل پیشگیری است.

 





نوع مطلب : اضطراب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 15 آذر 1391

اضطراب ،ترس و اختلالات وابسته

در این مبحث نیز همانند مبحث گذشته صرفا به سرتیترها و توضیحات اولیه اکتفا میکنیم زیرا علاوه بر ارائه اطلاعات در حال حاضر ما در پی ریزی چارچوبی برای ارائه مطالب هستیم تا اختلالاتی را که با هم مرتبط هستند در یک گروه قرار دهیم.

اختلال اضطراب منتشر

عبارتست از نگرانی مفرط ،غیر واقعی و اضطراب بارز که فرد به سختی قادر به کنترل آن است که در مورد اتفاقات ،ارتباطات و مسئولیت ها و عملکردهای روزمره ی کودک است.

در مورد کودکان نگرانی بطور عمده پیرامون کفایت و عملکرد در مدرسه و اعمال آن دور میزند.

نگرانی در این اختلال مستمر و عمیق است و غالبا بدون عامل زمینه ساز می باشد.

این نگرانی و اضطراب ذهنی همراه انواعی از علایم فیزیولوژیک و جسمی روانی مانند اختلال خواب ،مشکل تمرکز ،خستگی پذیری ،تنش عضلانی و بیقراری ،عصبانیت و تحریک پذیری است.اینها بچه های عاقل و پخته ای هستند و سعی میکنند وظایف و مسئولیتهایشان را بدون کم و کسر انجام دهند.

اختلال هراس:

اختلالی است که با وقوع خودبخود و غیر منتظره حملات هراس مشخص میشود.

خود حمله هراس یک دوره مشخص و نسبتا گذرا از